پست ثابت - توضیحات در مورد کلمه های عبور
soft8
اما اگر در صفحه دانلود از شما پسورد خواسته شد از عبارت زیر استفاده کنید
www.soft8.blogfa.com
با تشکر
soft8
اما اگر در صفحه دانلود از شما پسورد خواسته شد از عبارت زیر استفاده کنید
www.soft8.blogfa.com
با تشکر
سنسورها اغلب برای درک اطلاعات تماسی، تنشی، مجاورتی، بینایی و صوتی بهکار میروند. عملکرد سنسورها بدینگونه است که با توجه به تغییرات فاکتوری که نسبت به آن حساس هستند، سطوح ولتاژی ناچیزی را در پاسخ ایجاد میکنند، که با پردازش این سیگنالهای الکتریکی میتوان اطلاعات دریافتی را تفسیر کرده و برای تصمیمگیریهای بعدی از آنها استفاده نمود.
سنسورها را میتوان از دیدگاههای مختلف به دستههای متفاوتی تقسیم کرد که در ذیل میآید:
a. سنسور محیطی: این سنسورها اطلاعات را از محیط خارج و وضعیت اشیای اطراف ربات را دریافت مینمایند.
b. سنسور بازخورد: این سنسور اطلاعات وضعیت ربات، از جمله موقعیت بازوها، سرعت حرکت و شتاب آنها و نیروی وارد بر درایورها را دریافت مینمایند.
c. سنسور فعال: این سنسورها هم گیرنده و هم فرستنده دارند و نحوه کار آنها بدین ترتیب است که سیگنالی توسط سنسور ارسال و سپس دریافت میشود.
d. سنسور غیرفعال: این سنسورها فقط گیرنده دارند و سیگنال ارسال شده از سوی منبعی خارجی را آشکار میکنند، به همین دلیل ارزانتر، سادهتر و دارای کارایی کمتر هستند.
سنسورها از لحاظ فاصلهای که با هدف مورد نظر باید داشته باشند به چند قسمت تقسیم میشوند:
الف- سنسور تماسی: این نوع سنسورها در اتصالات مختلف محرکها مخصوصا در عوامل نهایی یافت میشوند و به دو بخش قابل تفکیکاند.
i.سنسورهای تشخیص تماس
ii.سنسورهای نیرو-فشار
ب- سنسورهای مجاورتی: این گروه مشابه سنسورهای تماسی هستند، اما در این مورد برای حس کردن لازم نیست حتما با شی در تماس باشد. عموما این سنسورها از نظر ساخت از نوع پیشین دشوارترند ولی سرعت و دقت بالاتری را در اختیار سیستم قرار میدهند.
دو روش عمده در استفاده از سنسورها وجود دارد:
i .حس کردن استاتیک: در این روش محرکها ثابتاند و حرکتهایی که صورت میگیرد بدون مراجعه لحظهای به سنسورها صورت میگیرد.به عنوان مثال در این روش ابتدا موقعیت شی تشخیص داده میشود و سپس حرکت به سوی آن نقطه صورت میگیرد.
ii.حس کردن حلقه بسته: در این روش بازوهای ربات در طول حرکت با توجه به اطلاعات سنسورها کنترل میشوند. اغلب سنسورها در سیستمهای بینا اینگونهاند.
حال از لحاظ کاربردی با نمونههایی از انواع سنسورها:
a .سنسورهای بدنه (Body Sensors) : این سنسورها اطلاعاتی را درباره موقعیت و مکانی که ربات در آن قرار دارد فراهم میکنند. این اطلاعات نیز به کمک تغییر وضعیتهایی که در سوییچها حاصل میشود، به دست میآیند. با دریافت و پردازش اطلاعات به دست آمده، ربات میتواند از شیب حرکت خود و این که به کدام سمت در حال حرکت است آگاه شود. در نهایت هم عکسالعملی متناسب با ورودی دریافت شده از خود بروز میدهد.
b .سنسور جهتیاب مغناطیسی (Direction Magnetic Field Sensor): با بهرهگیری از خاصیت مغناطیسی زمین و میدان مغناطیسی قوی موجود، قطبنمای الکترونیکی هم ساخته شده است که میتواند اطلاعاتی را درباره جهتهای مغناطیسی فراهم سازد. این امکانات به یک ربات کمک میکند تا بتواند از جهت حرکت خود آگاه شده و برای تداوم حرکت خود در جهتی خاص تصمصمگیری کند. این سنسورها دارای چهار خروجی میباشند که هرکدام مبین یکی از جهتها است. البته با استفاده از یک منطق صحیح نیز میتوان شناخت هشت جهت مغناطیسی را امکانپذیر ساخت.
c.سنسورهای فشار و تماس (Touch and Pressure Sensors) : شبیهسازی حس لامسه انسان کاری دشوار به نظر میرسد. اما سنسورهای سادهای وجود دارند که برای درک لمس و فشار مورد استفاده قرار میگیرند. از این سنسورها در جلوگیری از تصادفات و افتادن اتومبیلها در دستاندازها استفاده میشود. این سنسورها در دستها و بازوهای ربات هم به منظورهای مختلفی استفاده میشوند. مثلا برای متوقف کردن حرکت ربات در هنگام برخورد عامل نهایی با یک شی. همچنین این سنسورها به رباتها برای اعمال نیروی کافی برای بلند کردن جسمی از روی زمین و قرار دادن آن در جایی مناسب نیز کمک میکند.
با توجه به این توضیحات میتوان عملکرد آنها را به دسته های زیر تقسیم کرد:
-1 رسیدن به هدف، 2- جلوگیری از برخورد، 3- تشخیص یک شی
e. سنسورهای بویایی (Smell Sensors): تا همین اواخر سنسوری که بتواند مشابه حس بویایی انسان عمل کند، وجود نداشت. آنچه که موجود بود یکسری سنسورهای حساس برای شناسایی گازها بود که اصولا هم برای شناسایی گازهای سمی کاربرد داشتند.
ساختمان این سنسورها به این صورت است که یک المان مقاومتی پسیو که از منبع تغذیهای مجزا، با ولتاژ 5+ ولت تغذیه میشود، در کنار یک سنسور قرار دارد که با گرم شدن این المان حساسیت لازم برای پاسخگویی سنسور به محرکهای محیطی فراهم میشود.
f. سنسورهای موقعیت مفاصل :
رایجترین نوع این سنسورها کدگشاها (Encoders) هستند که هم از قدرت بالای تبادل اطلاعات با کامپیوتر برخوردارند و هم این که ساده، دقیق، مورد اعتماد و نویز ناپذیرند. این دسته انکدرها را به دو دسته میتوان تقسیم کرد:
.i انکدرهای مطلق
.ii انکدرهای افزاینده
سنسورهای مادون قرمز :
این سنسور دارای فرستنده و گیرنده است و اصل كار به این صورت است كه بین فرستنده و گیرنده نور باید تبادل كنید تا ارتباط حاصل شود. به اصطلاح یك جریان از یك فوتو دیود عبور می كند اگر نور مرئی باشد به آن LED گفته می شود و اگر این نور نامرئی باشد به آن مادون قرمز اطلاق می شود .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کمیت فیزیکی که ما آن را گرما می نامیم یکی از اشکال مختلف انرژی است و مقدار گرما معمولا بر حسب واحد ژول سنجیده می شود .مقدار گرمایی که در یک شی موجود است قابل اندازه گیری نمی باشد ، اما میتوان تغییرات گرمای موجود در یک شی که بر اثر تغییر دما و یا تغییر در حالت فیزیکی(جامد به مایع،مایع به گاز،یک شکل کریستالی به شکل کریستالی دیگر)ایجاد میشود را اندازه گیری کرد.بنابر این از این جنبه دما میزان گرما برای ماده است تا وقتی که حالت فیزیکی آن بدون تغییر بماند.ارتباط بین دما و انرژی گرمایی بسیار شبیه به ارتباط بین سطح ولتاژ و انرژی الکتریکی است.
دما یکی ازمهمترین پارامترها در کنترل یک فرآیند است.اندازه گیری دقیق دما آسان نیست و برای دستیابی به دقتهای بالاتر از ۵/۰ درجه سانتیگراد باید توجه زیادی مبذول داشت. همچنین سنسورهای دمای رایج تماما وابسته به تغییراتی هستند که همراه با تغییرات دمای ماده به وجود می آید.
• واحد کمیت فیزیکی که به دمای ترمودینامیک با واحدTمعروف است ، کلوین می باشد و به صورت کسری از دمای ترمودینامیک سه نقطه ای آب تعریف می شود. اغلب مردم درجه سانتی گراد(سلسیوس) را میشناسند . رابطه بین دمای کلوین و سلسیوس به صورت زیر است:
[K] = [°C] + ۲۷۳٫۱۵
از دیدگاه عملی دمای یخ صفر درجه سانتیگراد و دمای بخار آب ۱۰۰ درجه سانتیگراد است.منابع مختلفی میتواند برای ایجاد خطا در حین اندازه گیری دما وجود داشته باشد. خطاها به دلایل مختلف اعم از غیرخطی بودن حسگر،افت دما،خطاهای تنظیم(کالیبراسیون) واتصالات ضعیف دمایی اتفاق می افتند.برخی از این خطاهای مهم عبارتند از:
– خطاهای تنظیم
– ایجاد حرارت در اثر عملکرد سنسور
– اغتشاش الکتریکی
– فشارهای مکانیکی
– اتصال حرارتی
– ثابت زمانی سنسور
– سرهای اتصال سنسور
از این رو انتخاب حسگر مناسب همیشه آسان نیست.این کار به عواملی مثل محدوده اندازه گیری دما ، وقت مورد نظر، محیط ، سرعت پاسخ ، سهولت استفاده ، قیمت ، قابلیت تعویض و… بستگی دارد.
انواع سنسورهای موجود برای اندازه گیری دما عبارتند از:
سنسورهای بی متال
سنسورهای ترموکوپل
سنسورهای مقاومت فلزی RTD
ترمیستور
سنسورهای پایروالکتریک (با استفاده از اشعه مادون قرمز)
سنسورهای پیشرفته مانند سنسورهای الترا سونیک (مافوق صوت) و سنسورهای فیبرنوری و سنسورهای MEMS
که در مورد نوع اخیر به خاطر پیچیدگی مدارات وبالا بودن هزینه ها کمتر کار شده است ، اما سنسورهایی از این نوع برای فعالیتهای صنعتی که باید اندازه گیری همراه با عدم تماس صورت گیرد بسیار مفید است.
ساده ترین نوع سنسور حرارتی از نوع بی متال است که اساس کار آن در شکل زیر آمده است.
ترکیب فوق شامل دو نوار فلزی از دو جنس مختلف است که با نقطه جوش و یا پرچ کردن در دو نقطه به یکدیگر متصل شده اند.جنس فلز دو نوار به گونه ای انتخاب می شود که ضرایب انبساط خطی آنها با یکدیگر تفاوت زیادی داشته باشند.مقدار انبساط (یا ضریب انبساط) خطی عبارت است از خارج قسمت تغییر مقدار طول به تغییر دما و این مقدار برای همه فلزات مقداری است مثبت.با تغییر دما همانگونه که در شکل آمده نوار بی متال دچار خمیدگی می شود.
ترموکوپل ها حسگرهای حرارتی ساده ای هستند که از دو فلز غیر هم جنس که به هم متصل شده اند به وجود آمده اند . در سال ۱۸۲۱ یک فیزیکدان آلمانی به نام توماس سیبک کشف کرد که اگر دو اتصال در دماهای مختلفی قرار گیرند ولتاژ ترموالکتریک تولید می شود و شار جریانی در مدار بسته دو فلز غیر هم جنس جاری می گردد.با توجه به شکل یکی از اتصالات ، اتصال گرم و اتصال دیگر اتصال سرد یا مرجع نامیده می شود.
جریان تولید شده در حلقه بسته ، بستگی به نوع فلزهای مورد استفاده و تفاضل دمای بین اتصالات سرد و گرم دارد.
اگر دما در هر دو اتصال یکسان باشد ، ولتاژهای تولید شده یکدیگر را خنثی می کنند و جریان در مدار برقرار نمی شود.بنابراین یک ترموکوپل به جای دمای مطلق ،تفاضل دمای بین دو اتصال را اندازه گیری می کند.
برای اندازه گیری دما ، باید یک ابزار اندازه گیری ولتاژ را وارد این حلقه کنیم تا بتوانیم اثر ترموالکتریک را اندازه بگیریم .
• ترموکوپل ها ، ولتاژی تولید می کنند که برابر تفاضل دما بین نقطه اتصال گرم و سرد (یا مرجع) است.اگر بخواهیم دمای مطلق اتصال گرم را بدانیم ابتدا باید دمای مطلق اتصال مرجع را داشته باشیم . اگر اتصال مرجع مشخص، کنترل شده و پایدار باشد مشکلی وجود نخواهد داشت اما اگر دمای اتصال مرجع نامشخص باشد می توان از یکی از روش های زیر برای یافتن دمای مطلق اتصال گرم استفاده کرد:
۱- اندازه گیری دقیق دمای اتصال مرجع و استفاده از این دما جهت محاسبه دمای اتصال گرم . ساده ترین روش اندازه گیری دمای اتصال مرجع ، استفاده از ترمیستورها یا حسگر دمایی نیمه هادی است . سپس باید دمای اتصال مرجع را به دمای اندازه گیری شده توسط ترموکوپل اضافه کرد.این روش نتایج دقیق ارایه می کند و هزینه انجام آن به طور کلی پایین است.
۲- قرار دادن اتصال مرجع در یک محیط کنترل شده حرارتی که دمای آن به طور دقیق مشخص است . به عنوان مثال توان از یک حمام یخ برای نگه داشتن اتصال مرجع در دمای یخ استفاده کرد.توجه کنید که در اینجا اتصال مرجع با وارد کردن فلز A به داخل سیستم اندازه گیری از مجموعه ترمینال جدا کرد.جبران سازی توسط حمام یخ ، نتایج بسیار دقیقی ارایه می دهد ولی در صنعت به کار نمی رود.
۳- از آی سی های جبران سازاتصال سرد مانند LT1025 استفاده شود.این آی سی ها دارای حسگرهای دمای داخلی هستند که دمای اتصال مرجع را که در محیط قرار می گیرد تشخیص و سپس ولتاژی متناسب با ولتاژ تولید شده توسط ترموکوپلی که اتصال گرم آن در محیط و اتصال سرد آن در دمای صفر درجه سانتیگراد است تولید می کنند.این ولتاژ به ولتاژ ترموکوپل اضافه شده و مانند این است که اتصال مرجع در صفر درجه سانتیگراد قرار داده شده است.این آی سی ها دقتی در حد چند درجه سانتیگراد دارند و به طور گسترده در بسیاری از کاربردها که به اندازه گیری دقیق نیاز ندارند استفاده می شوند.
۴- راه دیگر این است که از سیم های مسی ابزار اندازه گیری استفاده نکرد بلکه سیمهای ترموکوپل را به طور مستقیم تا ابزار اندازه گیری کشید و سیم های مسی را در داخل ابزار اندازه گیری که دمای اتصال مرجع در آن به سهولت و دقت قابل اندازه گیری است به هم وصل کرد
RTD بر اساس این مشخصه کار می کند که مقاومت فلز با تغییر دما تغییر می کند. از این ایده استفاده شده است که مقدار تغییر دما، به تغییر مقاومت تبدیل شود. بنابر این طبیعتا از فلزاتی استفاده می شود که حساسیت بالاتری داشته باشند. عموما آن را با فلزاتی چون پلاتین، نیکل، آلیاژنیکل-آهن و مس می سازند که هر کدام برای کاربردی استفاده می شوند. در زیر مقایسه ای بین ترموکوپل و RTD را مشاهده می کنید .
انواعی از RTD در زیر آمده است.
RTD PT100:
TST10-TST11-TST12-TST13-TST14-TST40N-TST41N-TST42-TST44N-TST50-TST52-TST72-TST74-TST76-TST80-TST90-TST110-TST111-TST121-TR10-TR11-TR12-TR13-TR15-TR44-TR45-TR46-TR47-TR48
RTD • معمولا در جا هایی استفاده می شود که تکرار پذیری و خطی بودن برای ما اهمیت داشته باشد. به خوبی ترموکوپل نسبت به تکانهای شدید و شوکهای مکانیکی مقاوم نیست. ماکزیمم دمای کاری آن ۱۲۰۰ است که ترموکوپل قادر است تا دمای ۳۱۰۰ درجه فارنهایت را نیز اندازه گیری کند که این ضعفی برای RTD است.
• در بازار ایران RTD را به دلیل گران بودن و اینکه بیشتر در مصارف صنعتی استفاده می شود نمی توان در مغازه و فروشگاهها پیدا کرد. و به دلیل رقابت در قیمت، ارزش سنسور را نمی گویند. ولی RTD به همراه ترانسمیتر حوالی ۳۰۰ یورو می باشد .
ترمیستورها
ترمیستورها به دو نوع تقسیم می شوند NTC که با افزایش دما مقاومت آن کاهش می یابد و PTC که با افزایش دما مقاومت آن کاهش می یابد.
– معمولا ترمیستورهای PTC در مدارهای قدرت برای حفاظت در برابر جریان هجومی به کار برده می شوند.از لحاظ تجاری دو نوع ترمیستور PTC وجود دارد .اولین نوع شامل مقاومتهای سیلیکونی است و به سیلیستور ها مشهور هستند و نوع دیگر که پر کاربرد تر هستند به ترمیستور های switching PTC معروف هستند.این ابزار ها معمولا در کاربردهای کلیدزنی برای محدود سازی جریان در سطح مطمین در سیستم های قدرت به کار می روند و در کنترل دما و کاربرد های کنترلی به کار برده نمی شوند.
– ترمیستور نوع NTC حساسیت ۳ تا ۶ درصد دارند که در مقایسه با RTD خیلی بالاتر است که باعث گشته سیگنال پاسخ بهتری نسبت به ترموکوپل و RTD داشته باشد، از جهت دیگر حساسیت پایین RTD و ترموکوپل آنها را انتخاب خوبی برای دماهای بیش از ۲۶۰ درجه سانتیگراد کرده است و این محدودیتی برای ترمیستور است. ترمیستور با دقت و رزولوشن بالایی در رنج دمایی اش کار می کند، دارای مقاومت بالا، اندازه کوچک، تغییر سریع مقاومت با تغییر دما نسبت به RTD ، قیمت پایین تر نسبت به RTD و ترموکوپل، عملکرد خیلی غیرخطی ودر نتیجه رنج دمای کاری کم و محدودیت برای دمای خیلی پایین نسبت به ترموکوپل و RTD می باشد.
ترمیستورها به دو نوع تقسیم می شوند NTC که با افزایش دما مقاومت آن کاهش می یابد و PTC که با افزایش دما مقاومت آن کاهش می یابد.
– معمولا ترمیستورهای PTC در مدارهای قدرت برای حفاظت در برابر جریان هجومی به کار برده می شوند.از لحاظ تجاری دو نوع ترمیستور PTC وجود دارد .اولین نوع شامل مقاومتهای سیلیکونی است و به سیلیستور ها مشهور هستند و نوع دیگر که پر کاربرد تر هستند به ترمیستور های switching PTC معروف هستند.این ابزار ها معمولا در کاربردهای کلیدزنی برای محدود سازی جریان در سطح مطمین در سیستم های قدرت به کار می روند و در کنترل دما و کاربرد های کنترلی به کار برده نمی شوند.
– ترمیستور نوع NTC حساسیت ۳ تا ۶ درصد دارند که در مقایسه با RTD خیلی بالاتر است که باعث گشته سیگنال پاسخ بهتری نسبت به ترموکوپل و RTD داشته باشد، از جهت دیگر حساسیت پایین RTD و ترموکوپل آنها را انتخاب خوبی برای دماهای بیش از ۲۶۰ درجه سانتیگراد کرده است و این محدودیتی برای ترمیستور است. ترمیستور با دقت و رزولوشن بالایی در رنج دمایی اش کار می کند، دارای مقاومت بالا، اندازه کوچک، تغییر سریع مقاومت با تغییر دما نسبت به RTD ، قیمت پایین تر نسبت به RTD و ترموکوپل، عملکرد خیلی غیرخطی ودر نتیجه رنج دمای کاری کم و محدودیت برای دمای خیلی پایین نسبت به ترموکوپل و RTD می باشد.
سنسورهای التراسونیک
فرکانس مورد استفاده در سنسور التراسونیک معمولا 40- 60 کیلو هرتز می باشد که خارج از بازه شنوایی انسان می باشد.
مزیت اصلی این سنسورها ، تشخیص اجسام صرف نظر از رنگ ،شکل و سطح آنها به وسیله امواج مافوق صوت است.
امروزه سنسورهای التراسونیک یکی از ارکان مهم اتوماسیون صنعتی بشمار رفته و کاربردهای وسیع و گوناگونی در صنایع مختلف دارند.
سنسور التراسونیک عموما می توانند در هر موقعیتی به کار گرفته شوند ولی باید از بکار گرفتن آنها در شرایطی که باعث رسوب گذاری سخت بر روی سطح سنسور می شود اجتناب کرد.
وجود قطرات آب و رسوبات سخت بر روی سطح گیرنده می تواند موجب اختلال در کارکرد سنسور اولتراسونیک شود.
با این وجود،گرد و غبار و ترشحات رنگ بر روی کارکرد سنسور اولتراسونیک اثر منفی نخواهند گذاشت.
برای شناسایی اجسام با سطح صاف و ناصاف، زاویه سنسور التراسونیک با سطح جسم باید 90 درجه با تلورانس 3 درجه باشد.
از سوی دیگر جسم ناصاف می تواند انحراف زاویه بیشتری داشته باشد.برای سنسور آلتراسونیک جسم ناصاف به جسمی اطلاق می شود که ارتفاع پستی و بلندی آن بزرگتر یا مساوی طول موج سیگنال ارسالی باشد.
در این حالت امواج منعکس شده در گستره بیشتری منعکس می شوند بنابراین رنج کاری کمتر می شود.
درحالتی که جسم مورد نظر ناصاف باشد ماکزیمم انحراف زاویه قابل قبول و بیشترین محدوده شناسایی ممکن باید با آزمون و خطا مشخص شود.
فاصله مجاز نصب سنسور اولتراسونیک
در جدول زیر مینیمم فاصله مجاز برای نصب چند سنسور اولتراسونیک غیر سنکرون در مجاورت هم آمده است.
سنسورهای التراسونیک نباید در فاصله کمتر از فاصله مجاز نصب شوند زیرا بر روی کارکرد یکدیگر اثر می گذارند.
فاصله های ذکر شده در جدول باید دقیقا رعایت شوند.
در حالتی که جسم به صورت مورب با سنسور ultrasonic قرارگیرد ، ممکن است موج منعکس شده از سنسور مجاور دریافت شود و موجب خطا شود.
فاصله مناسب برای نصب در این حالت باید با آزمون و خطا مشخص شود.
بعضی از مدلهای سنسور آلتراسونیک این قابلیت را دارند که باهم سنکرون شوند و واضح است که در این حالت حداقل فاصله مجاز برای نصب سنسورها در مقایسه با اعدادی که در جدول آمده کاهش می یابد.
برای اطلاعات بیشتر به برگ راهنمای سنسورها مراجعه کنید. گرچه این موضوع در رابطه با همه سنسورهای التراسونیک عمومیت ندارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سنسورهای بدون تماس:
سنسورهای بدون تماس سنسورهائی هستند که با فاصله از جسم و بدون اتصال به آن عمل می کند مثلا نزدیک شدن یک قطعه وجود آنرا حسکرده و فعال می شوند. این عمل به نحوی که در شکل زیر نشان داده شده است می تواندباعث جذب یک رله، کنتاکتور و یا ارسال سیگنال الکتریکی به طبقه ورودی یک سیستم میگردد.
کاربرد این سنسورها در صنعت:
1- شمارش تولید: سنسورهای القائی، خازنی ونوری
2- کنترل حرکت پارچه و …: سنسور نوری و خازنی
3-تشخیص پارگی ورق: سنسورنوری
4- کنترل سطح مخازن: سنسور نوری و خازنی و خازنی کنترل سطح
5- کنترل انحراف پارچه: سنسور نوری و خازنی
6- اندازه گیری سرعت: سنسور القائی و خازنی
7- کنترل تردد: سنسور نوری
8-اندازه گیری فاصله قطعه: سنسور القائی آنالوگ
مزایای سنسورهای بدون تماس:
سرعت سوئیچینگ(قطع و وصل)زیاد: سنسورها در مقایسه با کلیدهای مکانیکی از سرعت سوئیچینگ بالائی برخوردارند، بطوریکه برخی از آنها (سنسور القائی سرعت) با سرعت سوئیچینگ تا KHZ)25( کار می کنند.
طول عمر زیاد: بدلیل نداشتن کنتاکت مکانیکی و عدم نفوذ آب، روغن، گرد و غبار وجرقه های حین کار و … دارای طول عمر زیادی هستند.
قابل استفاده در محیطهای مختلف با شرایط سخت کاری: سنسورها در محیطهای با فشار زیاد، دمای بالا، اسیدی، روغنی، آب و … قابل استفاده هستند.
عدم نیاز به نیرو و فشار: با توجه به عملکرد سنسور هنگام نزدیک شدن قطعه، به نیرو وفشار نیازی نیست.
عدم ایجاد نویز در هنگام قطع وصل به دلیل استفاده ازنیمه هادی ها در طبقه خروجی، نویزهای مزاحم(Bouncing Noise)ایجاد نمی شود.
انواع سنسورهای القائی:
سنسورهای القائی سنسورهای بدون تماس هستندکه تنها در مقابل فلزات عکس العمل نشان می دهند و می توانند فرمان مستقیم به رله ها، شیرهای برقی، سیستمهای اندازه گیری و مدارات کنترل الکتریکیPLC ارسال نمایند.
1-نوری:این نمونه سنسورها به دو صورت کار می کنند.یا دو سنسور که به صورت ارسال و دریافت در مقابل هم هستند یا یک سنسور که قابلیت ارسال و دریافت امواج فروسرخ را دارد و در مقابل آن یک اینه قرار گرفته است.در صورتی که جسم امواج ارسالی را قطع کند نور به فتو ترانزیستور گیرنده نمی رسد وخاموش می شود و در نتیجه یک پالس به کنترلر ارسال می شود(سطح صفر).
نکته:دستگاههایی که با این سنسورها کار می کنند در صورت بروز خطا پاک بودن اینه ها وصحت ارسال و دریافت سنسورها راچک کنید.
۲-خازنی:این سنسورها همانند خازنها کار می کند و در صورت حظور جسم در میدان آن ظرفیتش تعغیر می کند ویک سگنال به کنترلر ارسال می کند(سطح صفر).
نکته:سنسورهای خازنی قابلیت اشکار سازی حضور هرنوع جسمی را دارند(پلاستیک.چوب .فلز و..)
۳-القایی:این سنسورها همانند یک سلف کار میکنند واز خاصیت القایی آن جهت اشکار سازی حضور جسم استفاده می شود.میدان دارای یک دامنه وفرکانس معین است در صورت حضور جسم نوسانات و دامنه صفر می شود ویک سیگنال(سطح صفر)به کنترلر ارسال می شود.
نکته:سنسورهای القایی فقط اجسام رسانی مغناطیسی را حس می کنند.و قدرت اشکار سازی جسم آنها به اندازه دامنه میدان تولیدی(ولتاز تغذیه)بستگی دارد.
۴-التراسونیک:این سنسور ها از امواج ما فوق صوت که در محدوده ۲۰تا ۵۰کیلو هرتز است اسفاه می کند.
کاربرد مهم آن استفاده در سرعت سنج ها و اشکارسازی سطح مخازن و اندازه گیری فلو و… است.
نحوه کار آن به این صورت است که با محاسبات سرعت موج و اختلاف زمان بین ارسال و دریافت فاصله را اندازه گیری می کنند.این سنسورها به صورت پالسی کار میکنند مثلا در هر ۲ثانیه یکبار یک پالس ارسال و فاصله را اندازه کیری می کند.
5- سنسورتشخیص کد رنگ:تشخیص نوار رنگی کاغذ های بسته بندی
سنسورهای بیوالکتریکیBiosensors:
بیوسنسورها طی سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از مراکز تحقیقاتی قرار گرفته است. بیوسنسورها یا سنسورهای بر پایه مواد بیولوژیکی اکنون گستره ی وسیعی از کاربردها نظیر صنایع دارویی، صنایع خوراکی، علوم محیطی، صنایع نظامی بخصوص شاخهBiowar و … را شامل میشود.
توسعه بیوسنسورها از 1950 با ساخت الکترود اکسیژن توسط لی لند کلارک در سین سیناتی آمریکا برای اندازه گیری غلظت اکسیژن حل شده در خون آغاز شد. این سنسور همچنین بنام سازنده ی آن گاهی الکترودکلارک نیز خوانده میشود. بعداً با پوشاندن سطح الکترود با آنزیمی که به اکسیده شدنگلوکز کمک میکرد از این سنسور برای اندازه گیری قند خون استفاده شد. بطور مشابه باپوشاندن الکترود توسط آنزیمی که قابلیت تبدیل اوره به کربنات آمونیوم را داراست درکنار الکترودی از جنس یونNH4++ بیو سنسوری ساخته شده که میتوانست میزان اوره درخون یا ادرار را اندازه گیری کند. هر کدام از این دو بیوسنسور اولیه از ترنسدیوسرمتفاوتی در بخش تبدیل سیگنال خویش استفاده میکردند. در نوع اول میزان قند خون بااندازه گیری جریان الکتریکی تولید شده اندازه گیری میشد (آمپرومتریک) در حالیکه درسنسور اوره اندازه گیری غلظت اوره بر اساس میزان بار الکتریکی ایجاد شده درالکترودهای سنسور صورت می پذیرPotentiometric.
ممکن است روزی فرا رسد که بیمار بدون نیاز به مراجعه به پزشک و تنها بر مبنای اطلاعاتی که توسط یکCOBD یاChip-on-Board-Doctor فراهم میشود نوع بیماری تشخیص داده شده و سپس داروهای مورد نیاز مستقیماً درون خون تزریق شود. این مسئله باعث خواهد شد که دوزمصرفی دارو بسیار پایین آمده و ضمناً از میزان اثرات جانبی داروSide-Effect بطرزفاحشی کاسته شود، چرا که دارو مستقیماً به محل مورد نیاز در بدن ارسال میشود.
کاری که یک بیوسنسور انجام میدهد تبدیل پاسخ بیولوژیکی به یک سیگنال الکتریکی است و شامل دو جزء اصلی: پذیرندهReceptor و آشکارکنندهDetector است. قابلیت انتخابگری یک بیوسنسور توسط بخش پذیرنده تعیین میشود. آنزیمها، آنتی بادیها، و لایه های لیپید (چربی) مثالهای خوبی برایReceptor هستند.
وظیفه دتکتور تبدیل تغییرات فیزیکی یا شیمیایی با تشخیص ماده مورد تجزیه)Analyte( به یکسیگنال الکتریکی است. کاملاً واضح است که دتکتورها قابلیت انتخاب در نوع واکنش صورتگرفته را ندارند. انواع دتکتورهای (یا ترانسدیوسرها یا مبدلها یا آشکارسازها) مورداستفاده در بیوسنسورها شامل: الکتروشیمیایی، نوری، پیزوالکتریک و حرارتی میباشند. در نوع الکتروشیمیای عمل تبدیل به یکی از صورتهای: آمپرومتریک، پتانشیومتریک، وامپدانسی صورت میپذیرد. متداولترین الکترودهای مورد استفاده در نوع پتانشیومتریک شامل: الکترود شیشه ایGlass Electrode، الکترود انتخابگر یونیIon-Selective، وترانزیستور اثرمیدان حساس یونیIon-sensitive FET یاISFET هستند.
بطورکلییک بیوسنسور شامل یک سیستم بیولوژیکی ایستاImmobilized نظیر یک دسته سلول، یکآنزیم، و یا یک آنتی بادی و یک وسیله اندازه گیری است. در حضور مولکول معینی سیستمبیولوژیکی باعث تغییر خواص محیط اطراف میشود. وسیله اندازه گیری که به این تغییراتحساس است، سیگنالی متناسب با میزان و یا نوع تغییرات تولید میکند. این سیگنال راسپس میتوان به سیگنالی قابل فهم برای دستگاههای الکترونیکی تبدیل کرد.
مزایای بیوسنسورها بر سایر دستگاههای اندازه گیری موجود را میتوان بطورخلاصه بصورت زیر بیان کرد:
مولکولهای غیرقطبی زیادی در ارگانهای زنده شکلمیگیرند که به بیشتر سیستمهای موجود اندازه گیری پاسخ نمی دهند. بیوسنسورهامیتوانند این پاسخ را دریافت کنند.
مبنای کار آنها بر اساس سیستم بیولوژیکیایستاImmobilized تعبیه شده در خود آنهاست، در نتیجه اثرات جانبی بر سایر بافتهاندارند.
کنترل پیوسته و بسیار سریع فعالیتهای متابولیسمی توسط این سنسورهایامکان پذیر است.
سنسور تشخیص حرکت بدن انسانPIR:
همانطورکه میدانید امروزه استفاده از سنسور های تشخیص حرکت رونق بسیار بالایی پیدا کرده ،هم در زمینه های امنیتی و حفاظتی و هم در مسائل صرفه جویی و بهینه سازی ، سنسور هایPIR یاPASSIVE INFRA REDسنسورهایی هستند که طول موجInfrared محیط اطراف رادریافت میکنند.
هر جسمی که دمایش بالاتر از صفر درجه مطلق باشد دارای تشعشعاتInfrared یامادون قرمز میباشد . اما این موج دارای طول موج های مختلف برای درجه حرارتهای متفاوت است . کاری که این سنسور انجام میدهد در واقع دریافت این امواج در رنج بدن انسان و تشخیص آن میباشد . از این سنسور در دستگاه هایی که برای تشخیص حرکت بدن انسان حتی به صورت جزئی استفاده میشود و از نظر دقت و قابلیت اعتماد در سطح بالایی میباشد بدین وسیله شما یک آشکار ساز حرکت دارید که فقط به حرکات بدن انسان حساس است،
کاربرد این نوع سنسور:
در مسائل امنیتی ، مثل دزدگیرها مفید میباشد و در مسائل مربوط به بهینه سازی مصرف انرژی میتواند بسیار مفید واقع شود .
تعریف ترانسمیتر:
ترانسمیتر وسیله ای است که یک سیگنال الکتریکی ضعیف را دریافت کرده و به سطوح قابل قبول برای کنترلرها و مدارهای الکترونیکی تبدیل می کند ، مثلأیک حلقه فیدبک سیگنالی در سطح میکروولت یا میلی ولت یا میلی آمپرتولید می کند و این سیگنال ضعیف می تواند با عبور از ترانسمیتر به سیگنالی در سطوح صفر تا ده ولت و یا4 تا 20 میلی آمپر تبدیل شود. ترانسمیترها عمومأ از قطعاتی مثلop-amp برای تقویت وخطی کردن این سطوح ضعیف سیگنال استفاده می کند . سنسورها و ملحقات آنها مثل ترانسدیوسرها را در گروه های بزرگی تحت عنوان ابزار دقیق قرار داده و آنها را براساس نوع انرژی قابل استفاده و روشهای تبدیل ، دسته بندی می کنند.
تعریف ترانسدیوسر:
یک ترانسدیوسر بنا به تعریف ، قطعه ای است که وظیفه تبدیل حالات انرژی به یکدیگر را برعهده دارد ، بدین معنی که اگر یک سنسور فشار همراه یک ترانسدیوسر باشد ، سنسور فشار پارمتر را اندازه می گیرد ومقدار تعیین شده را به ترانسدیوسر تحویل می دهد ، سپس ترانسدیوسر آن را به یک سیگنال الکتریکی قابل درک برای کنترلر و صد البته قابل ارسال توسط سیم های فلزی ،تبدیل می کند .بنابراین همواره خروجی یک ترانسدیوسر ، سیگنال الکتریکی است که درسمت دیگر خط می تواند مشخصه ها و پارامترهای الکتریکی نظیر ولتاژ ، جریان و فرکانس را تغییر دهد ، البته به این نکته باید توجه داشت که سنسور انتخاب شده باید از نوع سنسورهای مبدل پارامترهای فیزیکی به الکتریکی باشد و بتواند مثلأ دمای اندازه گیری شده را به یک سیگنال بسیار ضعیف تبدیل کند که در مرحله بعدی وارد ترانسدیوسر شده وسپس به مدارهای الکترونیکی تحویل داده خواهد شد.
برای درک این مطلب به تفاوتهای میان دو سنسور انداره گیر دما می پردازیم : ترموکوپل و درجه حرارت جیوه ای، دو نوع سنسور دما هستند که هر دو یک عمل را انجام می دهند ، اما ترموکوپل در سمت خروجی سیگنال الکتریکی ارائه می دهد ، در حالی که درجه حرارت جیوه ای خروجی خود رابه شکل تغییرات ارتفاع در جیوه داخلش نشان می دهد.
سنسورهای فشار:
فشار را به کمک دستگاههای فشارسنج اندازه میگیرند، عمدهترین فشار سنجها که بر حسب مکانیزم کارشناسان نامگذاری شده است عبارتند از:
فشارسنج لولهU شکل
فشارسنج مکلئود
فشارسنج جیوهای
فشارسنج ترموکوپل
فشارسنج صوتی
فشارسنج خازنی
فشارسنج گاز ایدهال
فشارسنج لولهU شکل
ساده ترین و معروفترین آنها فشار سنج لولهU شکل است که در آن مقداری جیوه در لولهU شکل ریخته شده و میزان اختلاف فشار محیط هوا که برابرp0 است و ماده داخل فشارسنج که بر مایع جیوه فشار وارد میکند از طریق اختلاف ارتفاع ستون مایع جیوه اندازه گیری میشود. بنابراین از این طریق فشار واقعی را میتوانیم بدستآوریم:P = P0 + ρg )h – h0
در رابطه اخیرP فشار وρ چگالی ماده وP0 فشار اتمسفر ، h0 ارتفاع ستون مایع در فشار اتمسفر ، g شتاب جاذبه وhارتفاع ستونمایع در فشار ماده میباشد.
فشارسنج جیوهای(Mercury Barometer)
این فشار سنج اساساً از یک لوله خالی از هوا درست شده است که یک طرف آنمسدود و طرف دیگر آن که باز است در ظرف پر از جیوه فرو برده شده است. فشار هوایبیرون ، جیوه را از منبع به سمت داخل لوله میراند. جیوه تا حدی که وزن آن در داخللوله ، دقیقاً معادل نیروی ناشی از فشار هوا گردد در لوله فشار سنج بالا میرود وسپس در حالت تبادل و سکون باقی میماند. با تغییر فشار هوا ، سطح جیوه در داخل لولهنیز بالا و پایین خواهد رفت. در شرایط نرمال جیوه به اندازه 92/29 اینچ یا 760میلیمتر در لوله بالا میآید که فشاری معادل 15/1013 میلی بار است. جیوه در داخللوله فشارسنج به دلیل خاصیت کشش سطحی دارای یک سطح محدب است که هنگام تعیین فشار،باید بالاترین سطح محدب قرائت شود.
فشارسنج فلزی(Aneroid)
فشارسنج فلزی وسیلهای است مکانیکی که از یک محفظه قوطی شکل استوانهای بدون هوا تشکیل شده است؛ با تغییر فشار هوا این محفظه منقبظ یا منبسط میشود. با یک سیستم نسبتاً پیچیده که مرکب از تعدادی اهرم و قرقره است این تغییرات بزرگ شده و به یک عقربه که بر روی صفحه مدرجی حرکت میکند، منتقل میشود. یک شاخص متحرک که میتواند در یک نقطه ثابت شود بر روی فشار سنج تعبیه شده است تا بتوان تغییرات فشار را نسبت به آخرین قرائت اندازه گیری کرد.
فشار نگار(Barograph)
فشار نگار مشابه فشارسنج فلزی است با این تفاوت که اثر تغییرات فشار درمحفظه بدون هوا ، به یک قلم انتقال داده شده و قلم بر روی کاغذی که دور یک استوانه چرخان پیچیده شده است خط پیوستهای را رسم میکند. محور عمودی این صفحه بر حسب واحدفشار و محور افقی آن بر حسب زمان مدرج شده است که معمولاً برای هر دو ساعت یک خطوجود دارد. فشار نگارهای دقیقی هم ساخته شده است که قادرند تغییرات فشار را تا یکدهم میلی بار اندازه گیری نمایند، این دستگاهها میکرو باروگراف نامیده شدهاند.
سنسورها در ربات:
سنسورها اغلب برای درک اطلاعات تماسی، تنشی،مجاورتی، بینایی و صوتی بهکار میروند. عملکرد سنسورها بدینگونه است که با توجهبه تغییرات فاکتوری که نسبت به آن حساس هستند،
سطوح ولتاژی ناچیزی را درپاسخ ایجاد میکنند، که با پردازش این سیگنالهای الکتریکی میتوان اطلاعات دریافتیرا تفسیر کرده و برای تصمیمگیریهای بعدی از آنها استفاده نمود.
سنسورهارا میتوان از دیدگاههای مختلف به دستههای متفاوتی تقسیم کرد که در ذیل میآید:
.سنسور محیطی: این سنسورها اطلاعات را از محیط خارج و وضعیت اشیای اطرافربات، دریافت مینمایند
.سنسور بازخورد: این سنسور اطلاعات وضعیت ربات، ازجمله موقعیت بازوها، سرعت حرکت و شتاب آنها و نیروی وارد بر درایورها را دریافت مینمایند.
سنسور فعال: این سنسورها هم گیرنده و هم فرستنده دارند و نحوه کار آنها بدین ترتیب است که سیگنالی توسط سنسور ارسال و سپس دریافت میشود.
.سنسور غیرفعال: این سنسورها فقط گیرنده دارند و سیگنال ارسال شده از سوی منبعی خارجی را آشکار میکنند، به همین دلیل ارزانتر، سادهتر و دارای کارایی کمتر هستند.
سنسورها از لحاظ فاصلهای که با هدف مورد نظر باید داشته باشندبه سه قسمت تقسیم میشوند:
•سنسور تماسی: این نوع سنسورها در اتصالات مختلفمحرکها مخصوصا در عوامل نهایی یافت میشوند و به دو بخش قابل تفکیکاند.
i.سنسورهای تشخیص تماس
ii.سنسورهای نیرو-فشار
•سنسورهایمجاورتی: این گروه مشابه سنسورهای تماسی هستند، اما در این مورد برای حس کردن لازم نیست حتما با شی در تماس باشد. عموما این سنسورها از نظر ساخت از نوع پیشین دشوارترند ولی سرعت و دقت بالاتری را در اختیار سیستم قرار میدهند.
دو روش عمده در استفاده از سنسورها وجود دارد:
1.حس کردن استاتیک: در این روش محرکها ثابتاند و حرکتهایی که صورت میگیرد بدون مراجعه لحظهای به سنسورها صورت میگیرد.به عنوان مثال در این روش ابتدا موقعیت شی تشخیص داده میشود و سپس حرکت به سوی آن نقطه صورت میگیرد.
2.حس کردن حلقه بسته: در این روش بازوهای ربات در طول حرکت با توجه به اطلاعات سنسورها کنترل میشوند. اغلب سنسورها در سیستمهای بینا اینگونهاند.
حال از لحاظ کاربردی با نمونههایی از انواع سنسورها درربات آشنا میشویم:
a.سنسورهای بدنه(Body Sensors):
این سنسورها اطلاعاتی رادرباره موقعیت و مکانی که ربات در آن قرار دارد فراهم میکنند. این اطلاعات نیز به کمک تغییر وضعیتهایی که در سوییچها حاصل میشود، به دست میآیند. با دریافت وپردازش اطلاعات بدست آمده ربات میتواند از شیب حرکت خود و اینکه به کدام سمت درحال حرکت است آگاه شود. در نهایت هم عکسالعملی متناسب با ورودی دریافت شده از خودبروز میدهد.
b.سنسور جهتیاب مغناطیسی(Direction Magnetic Field Sensor) با بهرهگیری از خاصیت مغناطیسی زمین و میدان مغناطیسی قوی موجود، قطبنمایالکترونیکی هم ساخته شده است که میتواند اطلاعاتی را درباره جهتهای مغناطیسیفراهم سازد. این امکانات به یک ربات کمک میکند تا بتواند از جهت حرکت خود آگاه شدهو برای تداوم حرکت خود در جهتی خاص تصمصمگیری کند. این سنسورها دارای چهار خروجیمیباشند که هرکدام مبین یکی از جهتها است. البته با استفاده از یک منطق صحیح نیزمیتوان شناخت هشت جهت مغناطیسی را امکانپذیر ساخت.
c.سنسورهای فشار وتماس(Touch and Pressure Sensors) شبیه سازی حس لامسه انسان کاری دشوار به نظرمیرسد. اما سنسورهای سادهای وجود دارند که برای درک لمس و فشار مورد استفاده قرارمیگیرند. از این سنسورها در جلوگیری از تصادفات و افتادن اتومبیلها دردستاندازها استفاده میشود. این سنسورها در دستها و بازوهای ربات هم به منظورهایمختلفی استفاده میشوند. مثلا برای متوقف کردن حرکت ربات در هنگام برخورد عاملنهایی با یک شی. همچنین این سنسورها به رباتها برای اعمال نیروی کافی برای بلندکردن جسمی از روی زمین و قرار دادن آن در جایی مناسب نیز کمک میکند. با توجه بهاین توضیحات میتوان عملکرد آنها را به چهار دسته زیر تقسیم کرد: 1- رسیدن به هدف،2- جلوگیری از برخورد، 3- تشخیص یک شی.
d.سنسورهای گرمایی(Heat Sensors):
یکی از انواع سنسورهای گرمایی ترمینستورها هستند. این سنسورها المانهای مقاومتی پسیوی هستند که مقاومتشان متناسب با دمایشان تغییر میکند. بسته به اینکه در اثرگرما مقاومتشان افزایش یا کاهش مییابد، برای آنها به ترتیب ضریب حرارتی مثبت یامنفی را تعریف میکنند. نوع دیگری از سنسورهای گرمایی ترموکوپلها هستند که آنهانیز در اثر تغییر دمای محیط ولتاژ کوچکی را تولید میکنند. در استفاده از این سنسورها معمولا یک سر ترموکوپل را به دمای مرجع وصل کرده و سر دیگر را در نقطهایکه باید دمایش اندازهگیری شود، قرار میدهند
سنسورهای بویایی(Smell Sensors):
تا همین اواخر سنسوری که بتواند مشابه حس بویایی انسان عمل کند، وجودنداشت. آنچه که موجود بود یکسری سنسورهای حساس برای شناسایی گازها بود که اصولا هم برای شناسایی گازهای سمی کاربرد داشتند. ساختمان این سنسورها به این صورت است که یک المان مقاومتی پسیو که از منبع تغذیهای مجزا، با ولتاژ 5+ ولت تغذیه میشود، درکنار یک سنسور قرار دارد که با گرم شدن این المان حساسیت لازم برای پاسخگویی سنسوربه محرکهای محیطی فراهم میشود. برای کالیبره کردن این دستگاه ابتدا مقدار ناچیزی از هر بو یا عطر دلخواه را به سیستم اعمال کرده و پاسخ آن را ثبت میکنند و پس ازآن این پاسخ را به عنوان مرجعی برای قیاس در استفادههای بعدی به کار میبرند. اصولا در ساختمان این سیستم چند سنسور، به طور همزمان عمل میکنند و سپس پاسخهای دریافتی از آنها به شبکه عصبی ربات منتقل شده و تحلیل و پردازش لازم روی آن صورت میگیرد. نکته مهم درباره کار این سنسورها در این است که آنها نمیتوانند یک بو یاعطر را به طور مطلق انداره بگیرند. بلکه با اندازهگیری اختلاف بین آنها به تشخیص بو میپردازند.
نمونه ای از کار برد:
آلمانی ها توانسته اند با ساخت سنسور بویایی ویژه ای بیماری های قلبی را تا 90% کشف کنند. چنین اعلام شده که این حسگر می تواند انواعی از نارسایی قلبی را بر اساس بوها تشخیص دهد.
f.سنسورهای موقعیت مفاصل : رایجترین نوع این سنسورهاکدگشاها(Encoders) هستند که هم از قدرت بالای تبادل اطلاعات با کامپیوتربرخوردارند و هم اینکه ساده، دقیق، مورد اعتماد و نویز ناپذیرند. این دسته انکدرهارا به دو دسته میتوان تقسیم کرد:
i.انکدرهای مطلق: در این کدگشا ها موقعیتبه کد باینری یا کد خاکستریBCD Binary Codded Decibleتبدیل میشود. این انکدرها بهعلت سنگینی و گرانقیمت بودن و اینکه سیگنالهای زیادی را برای ارسال اطلاعات نیازدارند، کاربرد وسیعی ندارند. همانطور که میدانیم بهکار گیری تعداد زیادی سیگنالدرصد خطای کار را افزایش میدهد و این اصلا مطلوب نیست. پس از این انکدرها فقط درمواردی که مطلق بودن مکانها برای ما خیلی مهم است و مشکلی هم از احاظ بار فابلتحمل ربات متوجه ما نباشد، استفاده میشود.
ii.انکدرهای افزاینده: اینکدگشا ها دارای قطار پالس و یک پالس مرجع که برای کالیبره کردن بکار میرود هستند،از روی شمارش قطارهای پالس نسبت به نقطه مرجع به موقعیت مورد نظر دست مییابند. ازروی فرکانس (عرض پالسها) میتوان به سرعت چرخش و از روی محاسبه تغییرات فرکانس درواحد زمان (تغییرات عرض پالس) به شتاب حرکت دوارنی پی برد. حتی میتوان جهت چرخش رانیز فهمید. فرض کنید سیگنالهایA وB وC سه سیگنالی باشند که از کدگشا بهکنترلکننده ارسال میشود. B سیگنالی است که با یک چهارم پریود تاخیر نسبت بهA. ازروی اختلاف فاز بین این دو میتوان به جهت چرخش پی برد.
سنسور مادون قرمز بدون حساسيت به نور محيط
این یک سنسور مادون قرمز که نسبت به نور روزحساسیت نداره و با استفاده از یکPLL کار می کنه!
و اما چه جوری کار می کنه این از یهIC استفاده میکنه که دارای یه اوسیلاتور که روی فرکانسKHz 4.5 تنظیم شده این فرکانس توسط یه فرستنده مادون قرمز فرستاده می شه و توسط گیرنده مربوطه گرفته شده و ولتاژDC اون حذف می شه (که معمولا این ولتاژ متناسب با نور های محیطه) بعدتوسط یهPhase Detector با فاز فرستنده مقایسه می شه و اگر برابر بود خروجی صفر میشه وجود یکPLL در مدار باعث می شه که حساسیت مدار به نور های پراکنده جلوگیری میکنه البته برای تنظیم حساسیت می تونین از پتانسیومتر مدار استفاده کنین
ازاین مدار می تونین هم برای تشخیص وجود یک مانع استفاده کنین و هم برای تشخیص رنگسیاه از سفید. فرستنده و گیرنده مدار رو می تونین رو بروی هم قرار بدین که با اینکار اگر مانعی در بین این دو باشه تشخیص داد می شه و هم می تونین هر دو رو کنار همقرار بدین البته باید مراقب باشین که نور فرستنده در این حالت مستقیم به گیرندهنرسه و فقط انعکاس اون رو گیرنده در یافت کنه با این کار اگه مانعی رو نزدیک این دوقرار بدین تشخیص داده می شه این فاصله حدود 2cm که بستگی به رنگ جسم و جنس فرستندهو گیرنده دارد البته می توان آن را با پتانسیومتر مدار کمتر کرد با همین روش میتونین رنگ سیاه رو از سفید تشخیص بدین البته تنظیم پتانسیومتر یادتون نره
حسن این مدار اینه که با کم و زیاد شدن نور تنظیماتتون بهم نمی خوره دیگهبعداز یک ساعت تنظیم بعد که وارد محیط مسابقه شدین که نور دیگه ای داره همه چیز بهمنمی خوره.
حسگرهای مافوق صوت(Ultrasonic):
یكی از مسائل مطرح در رباتیك ایجاددرك نسبت به محیط خارجی برای جلوگیری از برخورد نامطلوب به اشیاء موجود در محیطحركت است.
از سوی دیگر ممكن است نیاز داشته باشیم كه ربات بتواند دركی ازفاصله ها بدون تماس فیزیكی داشته باشد. برای این منظور از سنسورهای مافوق صوت یاUltrasonic استفاده می كنند.فركانسهای این محدوده را می توان بین 40 كیلو هرتز تاچندین مگا هرتز در نظر گرفت.امواجی با این فركانسها كاربردهایی چون سنجش میزانفاصله،سنجش میزان عمق یك مخزن و ….را دارند.
جهت استفاده از این امواج یكسری سنسورهای مخصوص طراحی شده كه می توان این سنسورها را به دو دسته صنعتی و غیرصنعتی تقسیم بندی كرد.سنسورهای غیر صنعتی در فركانسهایی در حدود 40 كیلو هرتز كارمی كنند و در بازار با قیمتهای پایین در دسترس هستند. در این سنسورها دقت كار بالانبوده و فقط در حد تشخیص یك فاصله یا عمق یك مایع می توان از آنها استفاده كرد.امابلعکس در سنسورهای صنعتی كه در فركانسهای در حد مگا هرتز كار می كنند و به دلیل همین فركانس بالا ما دقت زیادی را خواهیم داشت
مكانیزم كلی كار این سنسورها، فرستادن یك بیم و دریافت انعكاس آن و متعاقبا محاسبه زمان رفت و برگشت است. بدینترتیب می توان فواصل را نیز براحتی با در نظر گرفتن سرعت صوت در دما و فشار محیط ،محاسبه كرد به همین دلیل این سنسور به صورت دوpack مجزای گیرنده و فرستنده موجودمی باشد.
نگاهی سریع به سنسورهای رایج
SHT11سنسور رطوبت با خروجی دیجیتال
SHT75 سنسور رطوبت با خروجی دیجیتال
Rhu-207 سنسور رطوبت با خروجی مقاومتی
HS1101 سنسور رطوبتبا خروجی خازنی
3610 سنسور رطوبت با خروجی ولتاژdc
Smt160 سنسوردما با خروجی دیجیتال
LM35سنسور دما با خروجی آنالوگ
Gs209 سنسورتشخیص فلزات
Tgs4161 سنسور تشخیص دی اکسید کربن
MQ-4 سنسور گازمتان
Ss1118سنسور اکسیژن
Ke-25سنسور اکسیژن
GR500 سنسور وزن
MQ-9 سنسور گاز مونوکسید کربن
MQ-2 سنسور تشخیص دود
MQ-5 سنسور گاز
Pir –dz035 سنسور تشخیص انسان
L298 درایور
Uln2003 درایور
Msk4225 درایور
27xx حافظهprom
28xx حافظهeeprom
Cmps03 قطب نما
Tsl2550t سنسور تجزیهنور
Gp2s04 سنسور تشخیس سیاه و سفید
Tsl230 تشخیص رنگ
LHI648 سنسور حرارتی حساس به بدن
O2A سنسور رطوبت و دما در یك پكخروجی دیجیتال
S2H سنسور رطوبت مقاومتی
HAS 400-S سنسور اندازهگیری جریان
LHI 944سنسورتشخیص حركت (انسان و حیوان)
سنسورهاي تشخيص اثر انگشت:
در حال حاضر سنسورها به روشهاي نوري، نيم هادي ، خازني و LE ساخته مي شوند.
سنسورهاي نوري : اين دسته از سنسورها تصوير اثر انگشت را از طريق فشار دادن سر انگشتان بر روي لنز و منبع نوري ثبت مي نمايند. صفحه اين سنسورها از الماس صنعتي (LANTAN ) ساخته شده است.
سنسورهاي اثر انگشت نيمه هادي : در اين سنسورها ، تصاوير اثر انگشت با تغيير در بار الكتريكي با توجه به فشار و ضربه حرارتي از انگشت به سنسور و يا با استفاده از ميدان مغناطيسي يا امواج مافوق صوت براي تبديل سيگنال به تصاوير بدست مي آيد.
در اين سنسورها صفحه نمايش از يك فيلم نازك ساخته مي شود.
– سنسورهاي اثر انگشت LE : تصاوير با استفاده از مواد شيميايي كه نور را هنگام لمس انگشت روي آنها منتشر مي كنند، بدست مي آيد.
* در اين نوع سنسور نيز صفحه نمايش از يك فيلم نازك ساخته مي شود.
تا اطلاع ثانوی پستی قرار داده نمیشود
چون اینترنت در دسترس نیست
با تشکر



بسیاری از درایوهای SSD امروزی از کنترلر Sandforce SF-2281 استفاده میکنند و درایوهای مجهز به این کنترلر بهطور عموم کارایی به نسبت مشابهی دارند. چندی پیش یک درایو SSD مجهز به این کنترلر به دستمان رسید که از کنترلری مشابه با نمونههای قبلی که بررسی کردهبودیم، بهره میبرد. اما در برخی تستها کارایی آن به شکلی عجیب بسیار پایینتر از درایوهای دیگر با کنترلر مشابه بود. پس از کمی جستوجو به این مسئله پی بردیم که این درایو از حافظههای Asynchronous در ساختار خود استفاده کردهاست.

Synchronous در برابر Asynchronous
بهطور
معمول، سازندگان درایوهاي SSD در ساختار اين درايوها، دو نوع حافظه
Synchronous و Asynchronous را به کار ميبرند. برای مثال، شرکت OCZ دارای
دو مدل Vertex 3 و Agility 3 است که هر دو از یک کنترلر یکسان استفاده
میکنند و اگر مشخصات فنی آنها را کنار یکدیگر قرار دهید، خواهیددید سرعت
خواندن و نوشتن و موارد دیگر تقریباً یکسان است. حافظه استفادهشده در هر
دو مدل نیز با معماری ساخت 25 نانومتری ساختهشدهاند اما مدل Vertex 3 از
حافظههای Synchronous و دیگری از حافظههای Asynchronous بهره ميبرند.
نحوه عملکرد حافظههای Synchronous مشابه حافظههای دوکاناله است و
میتواند اطلاعات را هم در زمان رفت و هم در زمان برگشت سیگنال منتقل کند.
این مسئله باعث میشود، این نوع حافظه سرعتی حدود 133 مگابایت در ثانیه
داشتهباشد. اما حافظههای Asynchronous فاقد چنین قابلیتی بوده و سرعت آن
به حدود پنجاه مگابایت در ثانیه محدود میشود. البته این اعداد تئوری بوده و
در دنیای واقعی به دليل وجود محدودیتهای مختلف، سرعت نهایی به این میزان
نخواهدرسید و نمیتوان گفت سرعت انتقال اطلاعات حافظههای Synchronous دو
برابر حافظههای Asynchronous است.
اين موارد به اینجا ختم نميشود و
یک عامل دیگر نیز در کارایی کلی درایو SSD تأثير دارد و آن، فناوری
فشردهسازی اطلاعات بهکار گرفتهشده در چیپست Sandforce است. چیپست
Sandforce برای افزایش کارایی در زمان انتقال اطلاعات، عمل فشردهسازی را
روی آنها اجرا میکند. در بسیاری از تستهای معمول ممکن است، تفاوتی در
کارایی دیدهنشود اما وقتی نوبت به انتقال اطلاعاتی میرسد که چندان قابل
فشردهسازی نیستند، ضعف درایوهای SSD مجهز به حافظههای Asynchronous
نمایان شده و کارایی به شدت افت میکند.
مقایسه کارایی
ما
دو درایو SSD با ظرفیت 128 گیگابایت، کنترلر Sandforce SF-2281 و اتصال
SATA III در اختیار داریم و سازنده هریک اعلام کرده، حداکثر سرعت در زمان
خواندن و نوشتن اطلاعات حدود پانصد مگابایت در ثانیه است. سیستم تست مورد
استفاده ما نیز به مادربورد Gigabyte F2A85X-UP4، پردازنده AMD APU A5800K،
هشت گیگابایت حافظه دوکاناله GSkill با فرکانس 2100 مگاهرتز و منبعتغذیه
Green GP-1235B مجهز است.
ATTO Disk Benchmark: این
نرمافزار کارایی خام انواع حافظهها را در زمان انتقال اطلاعات با حجمهای
مختلف نشان میدهد و بسیاری از شرکتهای سازنده حافظه نیز برای نمایش سرعت
حافظههای خود از اين نرمافزار استفاده میکنند. در این نرمافزار
میبینیم، هر دو درایو به خوبی عمل کردهاند و کارایی بسیار خوب و نزدیک به
آنچه سازنده ادعا کرده به نمایش گذاشتهاند.
HD Tune Pro 5.0:
این نرمافزار قابلیتهای متعددی داشته و ما از تست خواندن اطلاعات آن
استفاده کردیم. مقدار متوسط سرعت انتقال اطلاعات در درایو Asynchronous
تنها اندکی کمتر از درایو Synchronous است و میتوان از آن چشمپوشی کرد.
Crystal Disk Mark و AS SSD:
یکی از مواردی که میتوان به خوبی ضعف درایو Asynchronous را مشاهده کرد،
این دو نرمافزار و بهطور مشخص در تست انتقال اطلاعات Sequential (مداوم و
پشت سرهم) و 512K است. در اینجا میبینیم، درایو Asynchronous حدود نصف
درایو دیگر کارایی دارد. این دو تست جزء مواردی هستند که به خوبی بیانگر
ضعف درایو Asynchronous در رويارويي با جریان اطلاعات مداوم و با امکان
فشردهسازی کم را نمایان میکند. تست Copy از نرمافزار AS SSD نیز تا
حدودی یک موقعیت واقعی را شبیهسازی میکند و در اینجا نیز شاهد کارایی
بیشتر درایو Synchronous هستیم.
PC Mark 7: در این
نرمافزار از تست Secondary Storage استفاده شد تا امتیاز کسبشده در زمان
استفاده از هر درایو به دست آید. در اینجا نیز میبینیم، درایو Synchronous
امتیاز بیشتری را کسب کردهاست (البته این تست نیز شرایط کاملاً واقعی را
به تصویر نمیکشد).






نتیجهگيري
به وضوح میتوان دید، درایو SSD که در آن
از حافظههای Synchronous استفاده شده به راحتی میتواند یک درایو مشابه از
هر جهت اما مجهز به حافظههای Asynchronous را شکست دهد. ممکن است اختلاف
قیمت بین دو درایو مشابه با حافظههای متفاوت (که گاهی ممکن است به صد هزار
تومان هم برسد) وسوسهبرانگیز بوده و شما را به سمت درایوهایی با حافظه
Asynchronous متمایل کند. اما باید گفت، زمانی که ببینید درایو جدید
نمیتواند رضایت شما را جلب کرده و کارایی آن در حد درایوهای SSD دو سال
پیش است، بهطور حتم خود را سرزنش خواهیدکرد که چرا درایو بهتری را خریداری
نکردهاید!
اگر باید زمان بیشتری صبر کنید تا بودجه خرید یک درایو
Synchronous را به دست آورید، بهتر است همین کار را انجام دهيد و در عوض از
کارایی بالای درایو خود حسابی لذت ببرید.


حافظه يك سيستم همواره به عنوان يك عامل محدودكننده كارايی سيستم بر شمرده می شود که اين موضوع به دليل سرعت پايين حافظه (تاخير خواندن و نوشتن از سلولهاي حافظه) نسبت به پردازنده است. تمامی اطلاعات به منظور پردازش، ابتدا مجوز ورود به این نوع حافظه را دریافت خواهند کرد چرا که سرعت دسترسی به داده ها در RAM توسط پردازنده مرکزی، بسیار سریعتر صورت می پذیرد . در مقابل برخی دیگر از تجهیزات ذخیره سازی همچون هارد دیسک ها، دیسک های نوری (CD و DVD)، نوار های مغناطیسی و همچنین حافظه های اصلی اولیه ( drum ) عمل خواندن و نوشتن داده ها تنها در یک زمان مشخص و بر اساس یک الگوریتم از پیش تعیین شده صورت می پذیرد که دلیل این محدودیت را می توان ساختار مکانیکی آنها دانست. بنابراین می توان گفت مدت زمان لازم برای دستیابی به داده مورد نظر ( در یک نقطه از حافظه )، بستگی به موقعیت فیزیکی آن داشته و هر چه سطح آن بهینه تر باشد، میزان تاخیر به کمترین میزان ممکن خواهد رسید.

امروزه نیز حافظه RAM به شکل مدارات مجتمعی است که امکان ذخیره سازی اطلاعات به صورت تصادفی را به ما می دهد (البته واژه تصادفی بدان معنا نیست که امکان دسترسی به هر مقدار اطلاعات در هر زمانی ، بدون در نظر گرفتن موقعیت فیزیکی و ترتیب چینش انها وجود دارد). داده هایی که در حافظه RAM قرار می گیرد، قابل حذف بوده و در هر لحظه با اطلاعات جدیدی جایگزین می شوند. در ضمن بروز هر نوع وقفه از جمله قطعی جریان برق می تواند به از بین رفتن داده های نگهداری شده توسط حافظه منجر شود. سال ها پیش و تا قبل از اینکه RAM به طور رسمی به دنیای IT معرفی شود، حافظه هایی همانند SRAM ، OTP و NOR Flash به عنوان حافظه اصلی سیستم در اختیار کاربران قرار می گرفتند که البته از ظرفیت ، سرعت و قدرت بسیار کمی برخودار بودند. اما به واقع در آن سالها نیازی به حافظه های قدرتمندتر احساس نمی شد و هیچ نرم افزار یا بازی وجود نداشت تا بتواند این قطعه را به شکل موثری محک بزند. یکی از اولین حافظه های RAM در سال 1951 میلای به تولید رسید که تنها چند کیلو بیت ظرفیت داشت ( چقدر قانع ! ) و عرضه آن تا اواخر سال 1970 ادامه پیدا کرد. در آن برهه زمانی، جی فورستر یکی از دانشجویان دانشگاه MIT، نمونه ای از حافظه RAM را که از موادی همچون هسته فریت، مواد فرا مغناطیسی و سرامیک ساخته می شد، تولید کرد.

استفاده از هسته فریت سبب می گردید تا اطلاعات بیشتری در یک زمان خاص توسط حافظه نقل و انتقال یابد. بر پایه اطلاعات موجود، این حافظه در بیش از 95 درصد از کامپیوترهای خانگی ( تا سال 1976 ) مورد استفاده قرار گرفت. اگر بخواهیم زمان دقیق رونمایی از اولین RAM جهان را محاسبه کنیم، باید به سال های بین 1945 تا 1954 باز گردیم. در آن زمان Williams Tube در لابراتوار تحقیقاتی خود، موفق به ساخت نوعی حافظه گردید که داده های موجود را به صورت ذرات باردار الکتریکی، بر روی یک لوله اشعه کاتد (این لوله چیزی شبیه به ترانزیستورهای به کار رفته در مانیتورها و تلویزیون های CRT بود) ذخیره می کرد. از آنجائیکه پرتوهای الکترونی قادر به خواندن و نوشتن نقاط مختلف (سلول های داده ای) لوله کاتدی بودند، با عنوان حافظه با دسترسی تصادفی شناخته شدند. این شیوه که با تکیه بر آرایه هایی پیوسته از حلقه های مغناظیسی به فعالیت می پرداخت، تا اواسط سال 1970 ادامه پیدا کرد و سبب گردید تا روند تحقیقاتی بر روی این پروژه سرعت بیشتری پیدا کرده و شرکت های بسیاری تولید انبوه آن را آغاز کنند. در سال 1968، آقای Robert H.Dennard پس از سالها تحقیق و تلاش مستمر توانست حافظه های پویا ( DRAM ) را اختراع نماید. ساختار این حافظه متشکل از 4 الی 6 ترانزیستور بود و تنها یک ترانزیستور برای هر بیت حافظه در نظر گرفته می شد.

این ویژگی سبب گردید تا این نوع حافظه ها، از چگالی و سرعت بالاتری نسبت به نسل پیشین خود برخودار شوند . اینتل که در آن زمان قلب تپنده ساخت پردازنده در جهان بود، در فواصل بین 1969 تا 1974 به ساخت انواع تراشه های حافظه پرداخت. از جمله این محصولات می توان به حافظه 1 کیلوبایتی ، چیپ حافظه با کد 1103، چیپ حافظه با کد رمز 1101 و چیپست 1701 با 256 بایت ظرفیت اشاره کرد. شرکت آلمانی VEB Carl Zeiss نیز که از سال 1846 با هدف تولید انواع تجهیزات پزشکی، صنعتی و الکتریکی در شهر Jena آلمان تاسیس گردید و در سال 1989 با تولید یک حافظه با ظرفیت 1 مگابیت، خود را به لیست تولید کنندگان حافظه اصلی ملحق نمود. البته اپل کماکان با ساخت حافظه 1 مگابایتی (در سال 1984)، به عنوان یکی از دارندگان پرسرعت ترین حافظه های RAM در جهان به شمار می آمد. در دهه نود، حافظه های DDR (یا Double Data Rate) وارد عرصه رقابت شدند که از حداکثر فرکانس 400 مگاهرتز پشتیبانی کرده و در کنار نسل اول پردازنده های Pentium 4 و Athlon کمپانی AMD مورد استفاده قرار می گرفتند. اندکی بعد با ورود حافظه DDR2، دیگر خانواده DDR حرفی برای گفتن نداشتند.

ظرفیت و فرکانس کاری بیشتر (حداکثر 1066 مگاهرتز) حافظه های رم DDR2 را به یک گزینه ایده آل برای دوستداران کامپیوترهای حرفه ای تبدیل کرد (طبق معمول، چیزهای خوب برای پولدارها است!). و در آخر حافظه های DDR3 که هم اکنون در اختیار بسیاری از کاربران جهان قرار دارند، از سال 2007 به طور رسمی معرفی و جایگزین نسل پیشین خود گردیدند. از مهمترین مولفه های خانواده DDR3، بهینه سازی در بخش ولتاژ (توان مصرفی و کاهش حرارت ) است که سبب گردیده تا این محصولات کارایی فوق العاده ای را در امور مختلف به نمایش بگذارند. پس آنچه که امروز به عنوان حافظه RAM شناخته می شود، برگرفته از همین قطعات قدیمی بوده و مسلما در راه رسیدن به حافظه های امروزی، زمان و هزینه بالایی صرف گردیده است.

NVIDIA برای سیستمهای دسکتاپ تنها به
معرفی GTX 680 بسنده کرد. اما در کنار این کارتگرافیک، این شرکت فهرست
کاملی از پردازندههای گرافیکی مخصوص نوتبوک را نیز معرفی کرد. البته طبق
معمول فقط تعدادی از این پردازندههای گرافیکی از معماری Kepler استفاده
میکنند و تعدادی دیگر از آنها، همچنان از معماری Fermi بهره میبرند.
پردازندهگرافیکی
که از نسخه موبایل Kepler به صورت رسمی معرفی شد، GK107 نام دارد که دارای
384 هسته CUDA است و در کارتگرافیک GTX 660M به کار گرفته شدهاست. با
آنکه تعداد هستههای CUDA این پردازندهگرافیکی مشابه GTX 580M است اما با
توجه به معماری Kepler میدانیم که کارایی آن پایینتر از GTX 580M
خواهدبود. این پردازندهگرافیکی مانند نسخه دسکتاپی خود، از تمامی
فناوریها و قابلیتهای آن پشتیبانی میکند. NVIDIA برای کارتهای گرافیکی
مخصوص نوتبوک دو گروه Performance و Enthusiast را معرفی کردهاست.
گروه Enthusiast
طبق
روال معمول NVIDIA، برخی مدلهای قبلی تغییرنام یافته و دوباره عرضه
شدهاند. همانطور که در جدول 1 مشاهده میشود، GTX 675M و GTX 670M در
واقع همان GTX 580M و GTX 570M هستند (البته در GTX 670M فرکانس هسته کمی
افزایش یافتهاست). نکتهای که در اینجا وجود دارد، نحوه نامگذاری NVIDIA
است و به نظر میرسد یک جای خالی برای کارتی به نام GTX 680M نیز در نظر
گرفته شدهاست!

استفاده از لفظ «حداکثر» در تعداد هستههای CUDA کارتگرافیک GTX 660M امکان پیشبینی میزان کارایی این کارتگرافیک را سخت میسازد (شاید هم قرار است چند مدل GTX 660M با تعداد هستههای CUDA متفاوت عرضه شود).



PCH
مخفف: Platform Controller Hub
کاربرد: مادربورد
توضیحات: PCH جهت هماهنگی بیشتر بین پردازنده و چیپ ست پل شمالی در مادربوردها استفاده می گردد، و تمام تغییرات اعمال شده روی پردازنده از طریق آن کنترل می شود. این فناوری به صورت انحصاری در اختیار شرکت اینتل است و برای اولین به نام رمز Ibex Peak و در جهت رفع مشکلات احتمالی پیچیده در روند کاری پردازنده و مادربورد استفاده گردید. پل شمالی و پل جنوبی در گذشته برای هماهنگی در عملکرد، هیچ کنترلری نداشته و همین امر سبب بروز مشکلاتی در روند کاری قطعات می گردید. کنترلر PCH وظیفه کنترل پردازنده و تجهیزات ورودی و خروجی را برعهده دارد. این کنترلر در 3 دسته شامل Server ،Desktop و Mobile تولید می گردد. چیپ ست P67 اینتل برای پردازنده های سندی بریج، در زمان عرضه دچار مشکلی در شناسایی درایوهای متصل به پورت SATA 3 بود که این موضوع زیانی 1 میلیارد دلاری برای شرکت اینتل در برداشت (مبلغ 300 میلیون دلار از این مبلغ صرف طراحی مجدد PCH گردید). تنها دلیل این مشکل عدم کنترل مناسب روی تجهیزات ورودی و خروجی و ارتباط آنها توسط پل جنوبی بود.

ICH
مخفف: I/O Controller Hub
کاربرد: مادربورد
توضیحات: کنترلر مختص تجهیزات ورودی و خروجی در مادربوردها که از سال 1999 و با معرفی چیپ ست پل شمالی 810 شرکت اینتل، روی مادربوردها نصب گردید. اولین نسخه از ICH جهت کنترل گذرگاه اسلات PCI مورد استفاده قرار گرفت. تاکنون ده نسخه از این کنترلر معرفی گردیده است و آخرین کنترلر با نام ICH10 در سال 2008، همزمان با تولید چیپ ست P45 با کد رمز Eaglelake توسط شرکت اینتل ارائه شده است. این رابط می تواند با سرعت 10 گیگابیت در ثانیه توطی رابط DMI، اطلاعات را به پل شمالی منتقل کند. در صورتی که حافظه فلش را به پورت USB مادربورد متصل کنید، قابلیتی به نام Turbo Memory را نیز می توانید فعال کنید. این قابلیت، از حافظه فلش به عنوان حافظه کمکی استفاده می کند و توسط کنترلر ICH امکان پذیر گردیده است. همچنین استفاده از نسخه دهم ICH سبب بارگذاری کمتر و در نتیجه کاهش مصرف توان برای پردازنده می شود. از دیگر قطعات جانبی قابل پشتیبانی توسط کنترلر ICH می توان به شش اسلات PCI-E، شش پورت نسخه دوم SATA، کارت صدای مجتمع با کیفیت HD، پشتیبانی از eSATA، پورت شبکه گیگابیتی و دوازده پورت نسخه دوم USB اشاره کرد.

DMI
مخفف: Direct Media Interface
کاربرد: مادربورد
توضیحات: مادربوردها به دو قسمت تقسیم می شوند. پل شمالی که وظیفه کنترل پردازنده، حافظه، پورتهای پنل پشتی مادربورد و توزیع توان بین قطعات را بر عهده دارد. پل جنوبی وظیفه کنترل پورت های ساتا و کارتهای جانبی مانند کارت گرافیک را بر عهده دارد. برای ارتباط ما بین این دو بخش از مادربورد از DMI استفاده می گردد. در سال 2004 و برای اولین بار در چیپ ست های سری 9XX شرکت اینتل، کنترلر DMI برای ایجاد یک رابطه سخت افزاری مابین پل شمالی و پل جنوبی مورد استفاده قرار گرفت. آخرین نسخه از این چیپ ست که موسوم به DMI 2.0 است، در سال 2011 و همزمان با عرضه چیپ ست 1155 معرفی شد. سرعت رابط DMI نسخه دوم 20 گیگابیت در ثانیه است. این به معنی انتقال اطلاعات از پل شمالی به جنوبی و بالعکس، با سرعت 20 گیگابیت در ثانیه انجام می شود که این موضوع باعث جلوگیری از تاخیر در انتقال اطلاعات می شود.

Cold Bug
اورکلاکرهای حرفه ای برای دستیابی به فرکانس بالای پردازنده، نیاز به مقابله با حرارت تولیدی توسط پردازنده ها دارند. این حرارت توسط نصب کانتینر و استفاده از نیتروژن مایع، یخ خشک و به ندرت از هلیوم مایع کنترل می گردد، اما دمای مواد نامبرده، به ترتیب 190، 78.5 و 260 درجه سانتیگراد زیر صفر است و همه پردازنده ها قادر به فعالیت در این دما نیستند. شرکت های سازنده پردازنده (AMD ،Intel و Nvidia) همواره از طریق نصب سنسور حرارتی در پردازنده ها و قرار دادن میزان حداقل برای دمای قابل تحمل، پردازنده را از فعالیت در شرایط سخت باز می دارند. هنگامی که پردازنده در این شرایط فعالیت خود را قطع کند، به اصطلاح Cold Bug رخ داده است. این میزان در پردازنده های شرکت اینتل حداقل 40 درجه سانتیگراد زیر صفر و در پردازنده های AMD نیز حداقل 260 درجه سانتیگراد زیر صفر است. البته میزان دقیق دمای Cold Bug برای هر پردازنده، شامل پردازنده مرکزی و گرافیکی متفاوت است. مهمترین دلیلی که سبب جلوگیری از ثبت رکورد فرکانس پردازنده های شرکت اینتل می گردد، دمای حداقل 40 درجه سانتیگراد است که برای ثابت نگاه داشتن پردازنده در فرکانس بالا کافی نیست. همچنین جهت کنترل دقیق دما، بهتر است از ترمومتر استفاده کنید.

USB
مخفف کلمات Universal Serial Hub است و به عنوان رابط استاندارد در تجهیزات دیجیتال مورد استفاده قرار می گیرد. تاکنون سه نسخه از این رابط پر طرفدار منتشر شده است که شامل نسخه های 1.1، 2.0 و 3.0 می شود. اولین نسخه این رابط در سال 1994 و در یک همکاری موفق آمیز با حضور شرکتهای بزرگ جهان فناوری مانند اپل، مایکروسافت، اینتل، اچ پی، NEC و LSI شکل گرفت. نسخه اول رابط USB در همین سال و با سرعت انتقال 1.5 مگابیت در ثانیه معرفی و قطعات مجهز به این رابط، به سرعت وارد بازار گردیدند. به دلیل همکاری گسترده شرکتهای بزرگ فناوری در ساخت و تولید تجهیزات مجهز به رابط USB، استفاده از این تجهیزات به سرعت فراگیر گردید. استفاده از پورت USB در مادربوردها توسط کنترلر UCHI ساخت شرکت اینتل محقق گردید. نسخه دوم پورت و تجهیزات USB در سال 2000 و توسط شرکتهای NEC، فیلیپس و مایکروسافت، و جهت دستیابی به سرعت انتقال بیش از 12 مگابیت در ثانیه تولید گردید. نسخه سوم نیز در سال 2008 و با سرعت انتقال 120 مگابیت در ثانیه وارد دنیای تجهیزات دیجیتال شد. البته شرکت های توسعه دهنده پورت USB نسخه سوم، سرعتی معادل 4.8 گیگابیت در ثانیه را اعلام کردند، اما هیچ گاه نتوانستند این نرخ انتقال را به واقعیت تبدیل کنند! ولتاژ و آمپراژ معمول در رابط USB به میزان 5 ولت و 1.5 آمپر است.

Turbo Boost
فناوری انحصاری شرکت اینتل که برای اولین بار در معماری Nehalem پیاده سازی گردید. پردازنده های سری Core i5 و Core i7 از این فناوری پشتیبانی می کنند. توربو بوست سبب افزایش خودکار فرکانس پردازنده در شرایط سخت کاری می شود و در این حالت تمام هسته های پردازنده، دچار افزایش فرکانس شده تا روند عملکرد کامپیوتر، دچار مشکل نگردد. میزان افزایش فرکانس طبق الگوی خاصی برنامه ریزی شده است و به میزان 133 مگاهرتز در هر مرحله، فرکانس را افزایش می دهد. در اوج فشار کاری در تمام پردازنده های Core i5 و Core i7، این میزان در تعداد هسته پردازنده ضرب می شود. به عنوان مثال پردازنده Core i5-2500K دارای چهار هسته است و در بالاترین حالت Turbo Boost به فرکانس 3.7 (3.3 استاندارد) دست می یابد، و این میزان در پردازنده های شش هسته ای به 798 مگاهرتز می رسد. البته با توجه به افزایش فرکانس، نیاز به افزایش ولتاژ نیز وجود دارد. اینتل به همین دلیل از کنترلر توان برای این منظور استفاده می کند و توان مصرفی را در حداکثر میزان 95 وات، ثابت می کند. فناوری Turbo Boost پس از راه اندازی سیستم عامل فعال گردید و در مواقع لزوم، به سرعت وارد عمل شده و کمبود سرعت پردازشی را جبران می کند.

Buffer
بافر یا حافظه میانی، در تمام تجهیزاتی که نیاز به پردازش دارند، وجود دارد. بافر وظیفه یکسان سازی و متعادل کردن سرعت پردازش های متفاوت را بر عهده دارد. به عنوان مثال در هارددیسک ها، حافظه بافر وظیفه یکسان سازی سرعت انتقال اطلاعات از کامپیوتر به هارددیسک و بالعکس را بر عهده دارد. قطعات و تجهیزات مورد استفاده در هر کامپیوتر متفاوت است و این اختلاف، روند انتقال اطلاعات را بدون وجود بافر، مختل می کند. به عنوان مثال جهت انتقال یک فایل 200 مگابایتی از هارددیسک به یک هارددیسک دیگر، ابتدا این فایل به حافظه منتقل می گردد، سپس وارد پردازنده شد و عملیات پردازش جهت انتقال به هارددیسک صورت می پذیرد. اما پهنای باند حافظه و پردازنده متفاوت بوده و این امر سبب تداخل در انتقال فایل می گردد و وجود حافظه نهان (Cache) در پردازنده و حافظه بافر در هارددیسک از بروز اختلال جلوگیری می کنند. در کل حافظه بافر یک حافظه میانی بوده و امر انتقال اطلاعات به صورت مستقیم از طریق آن انجام می گیرد. اطلاعات در هر مرحله وارد بافر شده و سپس به مقصد منتقل می شود. یک مثال ساده در خصوص اهمیت بافر در انتقال اطلاعات: به عنوان مثال قصد انتقال یک فایل از هارددیسک داخلی به هارددیسک پرتابل را داریم، در حین امر انتقال قصد اجرای یک بازی نیز داریم، در این حالت پردازنده و حافظه های تحت فشار قرار گرفته و در صورتی که حافظه بافر وجود نداشته باشد، سرعت انتقال اطلاعات با توجه به وابسته بودن به پردازنده و رم، به شدت افت کرده و حتی روند انتقال قطع می گردد. وجود حافظه بافر، وابستگی به پردازنده و رم را از بین می برد و در صورتی که این حافظه وجود نداشته باشد، هنگام انتقال اطلاعات تنها باید به صفحه نمایش خیره می شدیم!

Router
تمام داده های ارسالی در شبکه های محلی توسط Router به مقصد ارسال می گردند و مسیریاب ها وظیفه کنترل ارسال و دریافت اطلاعات را به مسیرهای صحیح بر عهده دارند. مسیریابی همراه با مشکلاتی مانند عدم آمادگی ماشین مقصد جهت دریافت بسته داده، عدم تطبیق آدرس ماشین مقصد، حجم بالای بسته داده، ترافیک سنگین در شبکه و ... است و برای حل این مشکل از الگوریتمهایی مانند روش سیل آسا، الگوریتم LS و الگوریتمهای DV استفاده می شود. مسیریابها جهت اسال و دریافت بسته های حاوی داده، از اطلاعات مربوط به توپولوژی ها و ترافیک لحظه ای شبکه بهره می گیرند و به همین دلیل نیاز به سخت افزار جهت پردازش این مراحل دارند. از این رو روترها مجهز به پردازنده مرکزی و حافظه هستند و با توجه به نوع شبکه و تعداد ماشین های موجود، از سخت افزار متفاوت (قدرتمندتر یا ضعیفتر) بهره می برند. در بخش نرم افزاری نیز در روترهای خانگی و در شبکه های محلی (LAN) از یک رابط کاربری و در شبکه های با تعداد بالای ماشین های مبدا و مقصد، وهمچنین در سرورها، از سیستم عامل نیز در کنار این رابط استفاده می شود.

Cache
حافظه نهان موجود در پردازنده ها است و وظیفه سرعت بخشیدن به امر پردازش را بر عهده دارد. در این حافظه آدرس دستورالعملهای قبل و بعد از دستورالعمل در حال پردازش نگهداری می گردد تا در صورت نیاز، با حداکثر سرعت و در کمترین زمان ممکن در اختیار پردازنده قرار گیرد. حافظه نهان در پردازنده ها هم اکنون 16 مگابایت برای قدرتمندترین پردازنده ساخت شرکت AMD است. پیچیدگی معماری حافظه نهان بسیار زیاد است و قیمت یک پردازنده با میزان حافظه تنها 1 مگابایت بیشتر، اختلاف زیادی با پردازنده های دیگر دارد و البته این پیچیدگی تاثیر بسیار زیادی در راندمان نهایی پردازنده و در کل سیستم خواهد داشت. البته یافتن آدرس دستورالعملها توسط پردازنده ها در معیار نانو ثانیه انجام می گرد، اما به علت تعداد بالای دستورالعمل ها و پردازش های در حال اجرا، میزان تاخیر در پردازش توسط کاربران قابل محسوس است. این حافظه توسط کاربران قابل کنترل نیستند و اورکلاک پردازنده نیز تغییری روی آن ایجاد نمی کند.

HDMI
مخفف High Definition Multimedia Interface بوده و در سال 2003، طی یک پروژه عظیم و همکاری شرکت های سونی، هیتاچی، فیلیپس، توشیبا، Thomson، Silicon Image و Matsushida پایه گذاری گردید. هدف از تولید این استاندارد جدید، ارتقا کیفیت ضبط و پخش تصاویر و فیلم ها بوده و در کنسول های بازی (PS3 و XBOX 360) ، پلیرهای خانگی (سینمای خانگی) و کامپیوترهای شخصی مورد استفاده قرار گرفته است. هم اکنون اکثر محصولات کامپیوتری به خروجی HDMI جهت پشتیبانی از کیفیت پخش HD مجهز هستند. یکی از دلایل موفقیت استاندارد HDMI، کوچک بودن خروجی آن و عدم نیاز به اتصال از طریق پیچ (مانند DVI و D-Sub) بوده که استفاده از ان را راحت و سریع کرده است. هم اکنون استاندارد HDMI 1.4a، آخرین نسخه از این پورت است که در محصولات صوتی و تصویری جدید و مدل های جدید کارت های گرافیکی دیده می شود. همچنین قابلیت پخش تصاویر سه بعدی و صدای 8 کاناله از طریق استاندارد HDMI میسر گردیده است. هم اکنون 1100 شرکت از HDMI در محصولات خود بهره می برند و دو میلیارد دستگاه مجهز به خروجی HDMI توسط کاربران در سراسر جهان، مورد استفاده قرار می گیرد. کیفیت پخش تصاویر از 480P تا حداکثر 2160P قابل پشتیبانی است که هم اکنون استاندارد 1080P توسط اکثر لوازم مجهز به خروجی HDMI مورد استفاده قرار می گیرد. نرخ انتقال در استاندارد HDMI نسخه 1.4a در حدود 10.2 گیگابیت در ثانیه و فرکانس آن معادل 340 مگاهرتز است. اتصال به خروجی HDMI در لوازم الکترونیکی از طریق کابل 19 رشته ای (19 پین) با پروتکل انتقال اطلاعات TMDS صورت می گیرد. خروجی HDMI برای اولین بار در کارت های گرافیک سری GTX 200 شرکت انویدیا و سری 3000 شرکت ATI مورد استفاده قرار گرفت.

DVI
مخفف کلمات Digital Visual Interface بوده و در سال 1999 جایگزین استاندارد D-Sub گردید. برخلاف رابط HDMI، اتصال کابل DVI به تجهیزات تصویری از طریق اتصال به صورت پیچ صورت می گرفت و از طرفی اندازه بزرگ خروجی و کابل آن، استفاده از آن را در تجهیزات همراه را غیر ممکن کرد. البته این به معنی عدم استفاده از این رابط ویدیویی در پخش کننده های تصویری نیست، بلکه به معنی عدم رواج عمومی آن در این محصولات است. هم اکنون تمام صفحه نمایش های کامپیوترهای شخصی به این خروجی ویدیویی مجهز هستند. ساختار پورت و کابل DVI به صورت 29 رشته سیم (29 پین) است که می تواند انتقال اطلاعات را با سرعت 3.96 گیگابیت در ثانیه انجام دهد. اختراع و تولید رابط ویدیویی DVI توسط شرکت Silicon Image و در سال 1999 صورت پذیرفت و در همین سال در اختیار شرکت های فعال در حوزه صفحه نمایش قرار گرفت.حداکثر تفکیک پذیری قابل پشتیبانی برای این رابط 1200×1920 پیکسل بوده و فرکانس کاری آن 400 مگاهرتز است.

D-Sub
مخفف کلمات D-Subminiature است که در سال 1952 و توسط شرکت Cannon تولید گردید. حرف D در ابتدای نام این رابط، بدلیل ساختار D مانند آن است. تاکنون نسخه های فراوانی از این رابط تولید گردیده که تنها سه نمونه در کامپیوترهای شخصی مورد استفاده قرار گرفته اند، که شامل نسخه DB9 (تشکیل شده از 9 رشته سیم در دو ردیف)، نسخه DE15 (تشکیل شده از 15 رشته سیم در سه ردیف) و در نهایت نسخه DB23 (تشکیل شده از 23 رشته سیم در چهار ردیف) است. از نکات قابل توجه، میزان آمپراژ و ولتاژ عملیاتی این رابط است که قادر به پشتیبانی از شدت جریان 40 آمپر و ولتاژ 13500 ولت است! رابط D-Sub برای اولین بار به عنوان خروجی تصویری در کامپیوترهای شخصی در Commodore 64 و سپس در Amiga تعبیه گردید. البته اولین استفاده عمومی از آن در کنسول بازی Atari 2600 بود. خروجی D-Sub مورد استفاده در Atari 2600 از نوع DE9 و در کامپیوترهای شخصی کومودور 64 و آمیگا از نسخه DB23 بوده است.



در آغاز مقاله، اساس تبديل توان را شرح خواهيمداد و بهطور مختصر مراحل مختلفي را كه يك منبعتغذيه براي تأمين توان طي ميكند، بررسي خواهيمکرد و در پايان نيز نگاهي به محافظهاي منبعتغذيه خواهيمداشت.

چيپستهاي P67 و H67 اينتل
قبل
از اينكه به بررسي ويژگيهاي چيپست جديد بپردازيم، اجازه دهيد درباره
ويژگيهاي چيپستهاي قبلي صحبت كنيم. همانطور كه ميدانيد، اگر قصد
استفاده از پردازندهگرافيكي مجتمع درون پردازنده داشتهباشيد، بايد
مادربوردي مبتني بر چيپست H67 تهيه كنيد. متأسفانه اين چيپست اجازه
اوركلاك پردازنده و حافظه سيستم را نميدهد و كاربر تنها ميتواند
پردازندهگرافيكي مجتمع درون پردازنده را اوركلاك كند. در حالي كه چيپست
P67 اجازه اوركلاك آنها را ميدهد اما قادر به استفاده از
پردازندهگرافيكي مجتمع درون پردازنده نيست. بنابراين اگر قصد داشتهباشيد
از پردازندهگرافيكي مجتمع درون پردازنده استفاده كنيد، بايد قيد اوركلاك و
افزايش كارايي سيستم را بزنيد و بالعكس، اگر قصد داريد پردازنده يا حافظه
سيستم را اوركلاك كنيد، بايد پردازندهگرافيكي مجتمع را کنار بگذاريد.
اينتل با اين شيوه طراحي با دست خود اوركلاكرها را مجبور به استفاده از
پردازندهگرافيكي شركتهاي ديگر همچون «NVIDIA» و «AMD» به جاي
پردازندهگرافيكي مجتمع خود كردهاست. شايد بسياري از اين كاربران به قدرت
يك كارتگرافيكي مجزا نياز نداشتهباشند اما براي اينكه بتوانند پردازنده
يا حافظه سيستم را اوركلاك كنند، بايد يک كارتگرافيكي مجزا خريداري كنند.
اما موضوع به اين سادگي نيست. ويژگي Quick Sync اينتل را به خاطر
داريد؟ در معماري پردازندههاي Sandy Bridge بخشي به نام Quick Sync وجود
دارد كه در حقيقت يك شتابدهنده سختافزاري است و ويرايش و تبديل فايلهاي
ويدئويي را نسبت به ديگر پردازندهها بسيار سريعتر انجام ميدهد. اين
ويژگي تنها زماني قابل دسترس است كه از پردازندهگرافيكي مجتمع درون
پردازنده استفاده شود. در نتيجه، اگر قصد استفاده از Quick Sync را
داشتهباشيد، بايد از چيپست H67 استفاده كنيد كه متأسفانه فاقد قابليت
اوركلاك است. به عبارت سادهتر يا بايد از اوركلاك پردازنده صرفنظر كنيد
يا از ويژگي بسيار جذاب Quick Sync. تصور ميكنم، اكنون شما نيز در دو راهي
انتخاب بين چيپست P67 و H67 گير افتادهايد؟! خوب؛ راهحل اين مشکل چيست؟
چيپست سري Z68
از
نظر معماري، چيپست Z68 تفاوت چنداني با H67 ندارد. اين چيپست داراي
خروجيگرافيكي است و توانايي استفاده از پردازندهگرافيكي مجتمع درون
پردازندههاي Sandy Bridge را دارد. Z68 از نظر تعداد مسيرهاي PCI-E،
پورتهاي SATA و USB بهطور دقيق مشابه H67 است. اما آنچه موجب وجه تمايز
بين Z68 با H67 شده، پشتيباني از قابليت اوركلاك براي پردازنده، حافظه و
پردازندهگرافيكي مجتمع درون پردازنده است. به عبارتي ديگر، Z68 تمامي
نقايص H67 را برطرف كردهاست.

چيپست Z68 نسبت به P67 اندكي گرانتر است. از اين رو ، اين احتمال وجود دارد كه همه مادربوردهاي مبتني بر چيپست Z68 داراي خروجي گرافيكي نباشند. زيرا سازندگان مادربوردها براي استفاده از نرمافزار Virtu شركت Lucid كه به منظور مديريت خروجي گرافيكي است، بايد هزينهاي حدود پنج دلار پرداخت كنند. اكنون اجازه دهيد، به بررسي ويژگيهاي جديد اين چيپست بپردازيم.

Z-buffering
به طور معمول، حافظه گرافیکی رنگ های مربوط به هر پیکسل را در خود ذخیره می کند . اما با استفاده از Z-Buffering حافظه کارت گرافیک با ذخیره کردن موقعیت ها در محور Zها (عمق تصویر) سرعت پردازش کردن تصاویر را در زمانی که کارت گرافیک در حال شناختن و تعبیه کردن مکان اشیا (Object) صفحه یا به عبارت واضح تر در حال شناختن موقعیت آنها نسبت به هم و چگونگی پشت هم قرار گرفتن اشیا است، بیشتر می کند و بر عکس در صورتی که از Z-Buffering استفاده نشود محاسبات زیادی برای پیدا کردن موقعیت دقیق و درست اشیا و طرز قرار گرفتشان نسبت به یکدیگر صرف کند.

OpenGL
OpenGL یک رابط برنامه نویسی (API) است که بازی ها با استفاده از این زبان دستورات خود را برای کارت گرافیک ارسال می کنند و درایور این دستورات را به دستورالعمل های قابل فهم برای پردازشگر گرافیکی تبدیل می کند . در کل بازی هایی که با استفاده از API های مشخص مانند OpenGL نوشته شده باشند نیازی به درایور های خاص برای اجرای آن ها روی اکثر کارت های گرافیک نیست. OpenGL 4.2 آخرین نسخه ارائه شده از این زبان برنامه نویسی است که مدتی قبل معرفی گردید. این زبان برنامه نویسی جهت بهینه سازی عملکرد کارت های گرافیکی ساخت AMD مورد استفاده قرار می گیرد.

Stable
به معنی پایدار و ثابت و در دنیای کامپیوتر واژه ای آشنا برای اورکلاکرها است. همانطور که مطلع هستید، مهمترین اصل در اورکلاک، پایدار نگاه داشتن سیستم پس از اعمال تغییرات در تنظیمات پردازنده، حافظه یا کارت گرافیک است. همچنین شرط اصلی ثبت رکوردهای جهانی، پایدار بودن سیستم پس از اورکلاک در نرم افزارهای تست مختلف است. عدم پایداری در دو حالت بوحود می آید:
1- عدم پایداری هنگام اعمال تغییرات
2- عدم پایداری هنگام انجام تست
از عمده دلایل عدم پایداری می توان به، عدم تناسب قطعات با تنظیمات اعمال شده (کمبود ولتاژ، کمبود توان تولیدی در مقابل توان مورد نیاز، مناسب نبودن قطعه جهت اورکلاک)، تولید حرارت بیش از حد مجاز (در صورتی که از خنک کننده مناسب استفاده نشود) و اختلال بین قطعات (عدم انتخاب صحیح قطعات با توجه به مشخصات درج شده روی هر محصول) اشاره کرد.

LED
LED مخفف کلمات Light Emitted Diode است و به دلیل مصرف پایین و نور تولیدی مناسب مورد توجه بسیاری از شرکت ها قرار گرفت. این وسایل ابتدا در لوازم الکترونیکی جهت تعیین وضعیت روشن یا خاموش بودن مورد استفاده قرار گرفت (البته تنها با نور قرمز رنگ). پس از اهمیت یافتن مصرف بهینه انرژی، دیود های نوری با تغییر در ساختار فیزیکی، در رنگ ها، طول موج و شدت نوردهی مختلف تولید گردیدند. هم اکنون این نوع قطعه در اکثر قطعات الکترونیکی و مخصوصا در صنعت خودروسازی استفاده می شود و به دلیل عدم وجود پرتوهای مادون قرمز و ماورا بنفش، مشکلی برای چشم انسان بوجود نمی اورد. هم اکنون در ساخت صفحه نمایش ها، به جای استفاده از لامپ فلورسنت، از دیودهای نوری ستفاده می شود. میزان روشنایی این لامپ ها در صنعت خودروسازی و لوازم الکترونیکی در حدود 100 کاندلا و در صفحه نمایش ها میزان 300 کاندلا است.

TDP
مخفف کلمات Thermal Design Power است که در قطعات الکترونیکی نشان دهنده توان مصرفی است. TDP در صنعت کامپیوتر، در پردازنده ها بیش از سایر قطعات مورد توجه قرار می گیرد. واحد سنجش TDP، وات در ساعت است. میزان TDP درج شده روی محصولات الکترونیکی، نشان دهنده میانگین میزان مصرف است و در حداقل و حداکثر بار پردازشی متفاوت است. هر خانواده از پردازنده ها، میزان مصرف یکسانی دارند و به عنوان مثال پردازنده های شش هسته ای Phenom II با هسته Thuban، دارای میزان مصرف 125 وات در ساعت است. حداکثر میزان مصرف در پردازنده های اینتل نیز 135 وات است.

OSD
مخفف کلمات On Screen Display است و در صفحه نمایش ها مورد استفاده قرار می گیرد. تلویزیون ها اولین دستگاه هایی بودند که سیستم OSD روی آنها قرار گرفت. پیش از آن جهت اعمال تنظیمات روی تلویزیون ها، تنها می توانستید از Volume های تعبیه شده روی آنها استفاده کنید و هیچ اطلاعاتی روی صفحه نمایش دیده نمی شد. پس از ساخت ریموت کنترل برای تلویزیون ها، سیستم OSD روی تلویزیون ها معرفی گردید و قابلیت نمایش اطلاعات لازم شامل میزان بلندی صدا و تنظیمات تصویر را روی صفحه نمایش به وجود آورد. پس از استقبال از این قابلیت، استفاده از آن در صفحه نمایش های کامپیوتر نیز رواج یافت.

Anti-aliasing
این تکنیک که به اختصار AA گفته میشود برای نرم و هموار کردن زاویههای تیزی که خطهای مورب ایجاد میکنند، استفاده میشود که معمولا در تنظیمات بخش سهبعدي کارتگرافیک وجود دارد. مقدار قابل تنظیم آن داراي حالتهاي " None یا Disable (فعال نبودن) و 8X ,6X ,4X ,2X و 16X است و در برخی موارد در بازیهای رایانهای به جای این مقادیر از موارد Low (کم)، Medium (متوسط) و High (زیاد) استفاده میشود. هرچه مقدار AA بالاتر باشد کیفیت تصاویر بهتر و در مقابل تعداد فریم قابل نمایش کمتر (تصاویر به صورت آهستهتر دیده میشود) میشود، همچنین سرعت نمایش تصاویر (تعداد فریم قابل نمایش) در هنگام فعالسازی Anti-aliasing، بسته به کارتگرافیک شما متغیر است. در صورتی که از کارتهای گرافیک زیر 100 هزار تومان استفاده میکنید، بهتر است خود را درگیر این فناوری نکنید! اما اگر کارتگرافیک شما تا محدوده قیمتی 200 هزار تومان باشد، میتوانید به فعال کردن Anti-aliasing امیدوار باشید. فعالسازی این فناوری محدود به مارکتجاري Nvidia یا AMD نيست و برای محصولات هر دو شرکت قابل پیادهسازی است.

Latency
Latency به معنی تاخیر است و در قطعاتی مانند صفحهنمايش، هارددیسکها و حافظههای مورد استفاده قرار میگیرد. اما معیار سنجش آن در هر قطعه متفاوت است. به عنوان مثال در صفحهنمايشها و هارددیسکها با معیار میلیثانیه (ms) و در حافظه با معیار نانوثانیه (ns) مورد ارزیابی قرار میگیرد. تفاوت سرعت تجهیزات مختلف در قطعات الکترونیکی، سبب اختلال در کارکرد طبیعی مجموعه میگردد و تأخیر در فعالیت، این مشکل را به صورت خودکار برطرف میکند. البته سرعت اعمال این تأخیر بسیار سریع است و مخصوصا در حافظه، توسط کاربران قابل درک نیست. در صفحهنمايشهای امروزی زمان متداول برای تاخیر، دو میلیثانیه است، البته صفحهنمايشهای با زمان تاخیر بالاتر (5 میلی ثانیه) نیز همچنان در حال تولید هستند. در بخش حافظهها، این زمان به صورت ترکیب CL و یک عدد، معرفی میگردد، به عنوان مثال زمان تاخیر CL9 به صورت 27-9-9-9 و یا CL5 به صورت 15-5-5-5 است. در هارددیسکها نیز این زمان نشاندهنده زمان دستیابی تصادفی (Random Access Time) است.

VT
VT اصطلاح پرکاربرد این روزهای محافل کامپیوتری است که مخفف واژه Virtualization Technology یا مجازیسازی است. مجازیسازی یک فناوری مختص سیستمهای سرور است و جهت به اشتراکگذاری منابع سختافزاری در تمام سیستمهای متصل به سرور است. با استفاده از این فناوری، شما نیازی به نصب سیستم عاملهای مختلف و درایورهای سختافزاری مختص آنها روی سیستمها نخواهید داشت و تنها کافی است سیستم عاملها و درایورهای سختافزاری را روی سیستم Admin نصب کنید. سپس هر سیستم میتواند از لیست سیستم عاملهای نصب شده روی سرور، سیستمعامل مورد نظر را انتخاب کنيد(البته این یک مثال ساده از کاربرد مجازیسازی است). جهت راهاندازی این فناوری نیاز به قطعات مخصوصی دارید که کیفیت و همچنین قیمت بالایی دارند. قطعات مورد نظر شامل مادربوردهایی با تعداد پورتهای متعدد SATA و بیش از 4 اسلات حافظه و همچنین پردازندهای که از قابلیت مجازیسازی پشتیبانی کند، خواهید داشت. با توجه به استفاده مداوم از سیستمهای سرور، در انتخاب منبعتغذیه با کیفیت و توان مناسب، دقت کنيد. استفاده از مجازیسازی سبب صرفهجویی در هزینهها میگردد، زیرا به جای خرید چندین سیستم گران قیمت برای استفاده در سرور، تنها یک سیستم مختص مجازیسازی خریداری میکنيد و سایر سیستمها، از قطعات متداول استفاده میکنيد. مورد دوم در مبحث صرفهجویی در هزینهها، به مصرف توان سیستمها مرتبط میگردد، به طوری که چندین سیستم قدرتمند مورد استفاده در سرور مصرف توان بالایی دارند و به دلیل استفاده دائم از آنها در حالت سرور، این مصرف بالا، به صورت مداوم ادامه خواهد داشت، با استفاده از فناوری مجازیسازی، تنها سیستم Admin مصرف بالایی خواهد داشت و این مسئله در سرورهای با تعداد سیستم بالا، سبب صرفهجویی فوقالعادهای میگردد. جهت پیادهسازی نرمافزاری مجازیسازی نیز اکثر سرورها از ماشین مجازیسازی VmWare استفاده میکنيد.

CPU Multiplier
ضریب پردازنده که برای اهالی سخت افزار نامی آشناست و پس از عرضه پردازنده های سندی بریج توسط اینتل و با توجه به معماری ساخت این پردازنده ها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. دلیل مورد توجه قرار گرفتن ضریب پردازنده ها در خانواده سندی بریج اینتل، اورکلاک آسان پردازنده تنها با تغییر ضریب پردازنده است. تمام پردازنده ها و قطعات پردازشی دارای فرکانس کاری هستند و این فرکانس نشان دهنده میزان سرعت پردازنده ها است. استفاده از ضریب متغیر در پردازنده های سندی بریج سبب کاهش مصرف انرژی در زمان بیکاری و فعالیت های عادی (وبگردی، تماشای فیلم و ...) می گردد و زمانی که شما نیاز به سرعت بیشتری داشته باشید، ضریب پردازنده افزایش می یابد. برای به دست آوردن سرعت واقعی یک پردازنده باید از فرمول زیر استفاده کنید:
ضریب پردازنده*سرعت گذرگاه= سرعت واقعی پردازنده
به عنوان مثال پردازنده ای دارای سرعت گذرگاه 99 مگاهرتز است و ضریب پردازنده نیز روی عدد 7.0 قرار دارد، سرعت نهایی با توجه به فرمول فوق 693 مگاهرتز است و برای فعالیت های عادی بسیار مناسب است. اما زمانی که سیستم زیر فشار قرار می گیرد، ضریب پردازنده به 27 افزایش می یابد و پردازنده، سرعت نهایی خود را نشان می دهد که عددی معادل 2673 است. یعنی سرعت پردازنده شما 2.7 گیگاهرتز است. این اعمال تنها با تغییر خودکار ضریب پردازنده صورت می گیرد. البته فناوری Turbo Boost در پردازنده های اینتل، مدیریت ضریب پردازنده را در اختیار دارد. در صورتی که پردازنده شما از خانواده سندی بریج باشد و نرم افزار CPUZ را روی سیستم خود اجرا کنید، پس از انجام فعالیت های مختلف، متوجه تغییر ضریب و در نهایت سرعت پردازنده می گردید.

SRT
SRT مخفف عبارت Smart Response Technology است. در این فناوری نرم افزاری، با استفاده از یک درایو SSD به عنوان حافظه نهان (Cache) کارایی هارددیسک در کاربردهای مختلف افزایش می یابد، از این رو به این فناوری SSD Caching نیز گفته می شود. SRT فقط یک فناوری نرم افزاری است و با راه اندازی نرم افزار RST 10.5 می توانید درایو SSD خود را به عنوان حافظه نهان معرفی کنید. طبق اعلام مهندسان ارشد اینتل فناوری SRT برای درایوهای 64 گیگابیتی موثر است و در تست های شرکت اینتل، افزایش عملکرد برای ظرفیت های بالا احساس نشد، از این رو SRT به ظرفیت 64 گیگابایتی محدود گردیده است. این فناوری برای مادربوردهای مجهز به چیپ ست های سری 6 اینتل تهیه گردیده بود، اما تنها روی چیپ ست Z68 پیاده سازی شد. برای فعال سازی SRT باید درایو های خود را به صورت RAID تنظیم کنید، پس از آن کنترلر SATA به صورت خودکار فناوری SRT را پیاده سازی می کند. SRT در دو حالت Enhanced و Maximized فعالیت می کند که حالت Enhanced، وضیت امنیتی است و با خرابی درایو SSD مشکلی در راه اندازی سیستم نخواهید داشت (امنیت بالا، سرعت پایین) ولی در حالت Maximized وضعیت فقط برای افزایش کارایی است و در صورت بروز مشکل برای درایو SSD، سیستم شما راه اندازی نمی گردد (امنیت پایین، سرعت بالا).

80 PLUS
هشتاد Plus استاندارد مورد استفاده در منابع تغذیه و به معنی راندمان بالای 80 درصد است. این پاورها حداقل 80 در صد از توان واقعی خود را به طور کامل در اختیار قطعات قرار می دهند. همانطور که می دانید تمام قطعات الکترونیکی برای فعالیت نیاز به منبع تغذیه دارند و این منبع تغذیه می تواند یک باطری 1.5 ولت باشد و حتی یک نیروگاه اتمی. اما منابع تغذیه نمی توانند همیشه به صورت یکنواخت تمام توان خود را در اختیار دستگاه های در حال ارتباط قرار دهند و عواملی مانند گرمای اجزای داخلی، نوسانات لحظه ای و تغییر ناگهانی شرایط کاری سیستم می توانند روی راندمان نهایی منابع تغذیه تاثیر گذار باشند. پاورهای دارای نشان هشتاد PLUS همواره و تحت هر شرایطی، راندمان بالای 80 درصد خواهند داشت و کارکرد مناسب قطعات شما را تضمین می کنند. البته قیمت پاورهای هشتاد PLUS بالاتر از پاورهای معمول است، اما خرید این پاورها را به همه شما توصیه می کنیم، حتی اگر سیستم شما توان مصرفی پایینی دارند.
هشتاد PLUS ها شامل چهار سطح هستند:
هشتاد PLUS با راندمان 80 درصدی
هشتاد PLUS Bronze با راندمان 82 درصدی
هشتاد PLUS Silver با راندمان 85 درصدی

NTFS
مخفف New Technology System است و برای اولین بار همراه با عرضه ویندوز NT از سوی مایکروسافت معرفی گردید. البته در نسخه های بعدی ویندوز نیز تغییراتی درفایل های سیستمی ایجاد گردید که شامل نسخه های 4، 4.1 و 5 است. ویژگی های فرمت های سیستمی از دید کاربران پنهان است و تنها ویژگی قابل درک NTFS برای کاربران، قابلیت انتقال فایل های با حجم بالاتر از 4 گیگابایت است. دلیل این قابلیت، استفاده از الگوریتم Binary Tree (درخت دودویی) برای ذخیره سازی اطلاعات است. البته استفاده از الگوریتم درخت دودویی سبب کاهش پراکندگی اطلاعات ذخیره شده می گردد. در نتیجه هارددیسک زمان کمتری را صرف یافتن اطلاعات مورد نیاز می کند و این به معنی افزایش محسوس سرعت است. هزینه و زمان بسیار زیادی صرف برنامه نویسی فایل سیستمی با فرمت NTFS شده است تا دقت و اطمینان بالایی برای کاربران فراهم آورد. به طوری که پشتیبانی لینوکس از این فرمت، به صورت یک پروژه بزرگ در دستور کار قرار گرفت تا برنامه نویسی دقیقی برای آن انجام گیرد.

FAT
FAT یکی دیگر از فرمت های سیستمی برای تجهیزات ذخیره سازی است. در واقع فرمت FAT اولین فرمت سیستمی دستگاه های ذخیره سازی اطلاعات است. اولین نسخه، FAT 12 بود که برای فلاپی دیسک ها طراحی شد. FAT 16 و FAT 32 نیز برای تجهیزات ذخیره سازی مانند هارددیسک ها که ظرفیت بالاتری داشتند، معرفی شدند. تفاوت نسخه های مختلف FAT در حداکثر پارتیشن قابل آدرس دهی است. در واقع از نظر طراحی، فرمت سیستم FAT بسیار قدیمی است و معایب بسیار ساده ای دارد. یکی از معایب FAT عدم انتقال فایل های با حجم بیشتر از 4 گیگابایت است. و عیب بعدی، عدم استفاده بیش از 11 کاراکتر برای نامگذاری درایو های با این فرمت است. همانطور که در تصاویر ملاحظه می فرمایید، نام درایو در فرمت NTFS به راحتی شامل 17 کاراکتر است، اما در فرمت FAT32 این امکان وجود ندارد. IBM طراحی و پیاده سازی فرمت سیستمی FAT را برای سیستم عامل DOS انجام داده بود!

SATA
مطمئنا روزی یک بار با این نام در سایت ها و منابع فناوری جهان روبرو می شوید. اما به واقع ساتا چیست؟ ساتا پر طرفدارترین و محبوب ترین رابط دستگاه های ذخیره سازی است. رابط ساتا جایگزین نسل های پیشین IDE و ATA است و از سرعت بالاتری در ارسال اطلاعات برخوردار است. کابل های رابط برای انتقال داده در رابط IDE شامل 40 و 80 رشته سیم بودند و فضای بسیار زیادی از کیس را اشغال می کردند، در حالیکه کابل Data در رابط SATA تنها چهار رشته است. تاکنون سه نسخه از رابط های ساتا معرفی شده اند که در نسل اول سرعت برقراری ارتباط 1.5 گیگابیت در ثانیه، نسل دوم 3.0 گیگابیت و در نسل سوم نیز 6.0 گیگابیت در ثانیه است. از معایب نسل اول رابط ساتا، انجام تنها یک انتقال در هر لحظه بود و امکان انتقال چند داده در یک زمان وجود نداشت.

Contrast
کنتراست در اصطلاح رایج به نسبت روشنترین و تاریکترین نقطه در صفحهنمایش گفته میشود. تمام صفحهنمایشها از الگوی خاصی برای اندازهگیری میزان کنتراست استفاده میکنند که این موضوع به صورت اعداد مشخصی نمایش داده میشود. به طور کلی بیشترین میزان در سمت چپ و عدد حداقل در سمت راست نوشته میشود (1000:1). در صفحهنمایشهای با نور پس زمینه LED این تفاوت به میزان قابل توجهی افزایش یافت. کنتراست در صفحهنمایشهای LED رقمی مابین 1 میلیون تا 10 میلیون نسبت به عدد پایه یا همان یک است. البته در برخی صفحهنمایشهای LED میزان کنتراست به صورت دینامیک (پویا) درج میگردد که سبب تعجب کاربران میشود ولی این مقدار را باید بر عدد 1000 تقسیم کنید تا به نرخ رایج کنتراست دست یابید. به عنوان مثال اگر روی صفحهنمایشی مقدار کنتراست 1000000 به یک نوشته شده است، یعنی میزان کنتراست ثابت آن 1000 به 1 است.

FPS
همانطور که میدانید تمام تصاویری متحرکی
که در صفحهنمایش مشاهده میکنید طبق معیاری به نام Frame Per Second
(فریم در ثانیه) محاسبه میگردند. هر تصویر به صورت یک قاب به
پردازندهگرافیکی منتقل شده تا پس از تصحیح تصویر، شما فریم نهایی را روی
صفحهنمایش مشاهده کنید. البته وارد جزییات فناوریهای تصحیح تصویر
نمیشویم و به این مورد اشاره میکنیم که هر پردازندهگرافیکی براساس شرکت
سازنده، دارای فناوریهای انحصاری برای تصحیح تصویر هستند. اما کاهش یا
افزایش این میزان چه تاثیری در تصاویر خواهد داشت؟
افزایش میزان فریم در
هر ثانیه سبب نمایش تصاویر با ساختار روانتری میشود. برای نمایش روان و
بدون توقف تصاویر، کارتگرافیک شما نیاز به پردازش حداقل 30 فریم در ثانیه
دارد. برای دستیابی به میزان فریم قابل نمایش در هر ثانیه برای
کارتگرافیک، از نرمافزار FurMark استفاده میشود که میتواند حداقل،
میانگین و حداکثر فریم قابل نمایش در هر ثانیه را در اختیار شما قرار دهد.
البته فعالسازی فناوریهای تصحیح تصویر مانند Anti-Aliasing سبب افت تعداد
فریم میگردد، اما تصویر نهایی شما کیفیت بالاتری خواهد داشت. انتخاب با
خودتان است!

Resolution
دقت تصویر یا همان Resolution که نسبت مستقیم با اندازه صفحهنمایش دارد. در صورتی که اندازه صفحهنمایش بزرگتر باشد، میزان دقت تصویر نیز باید بیشتر باشد تا تصاویر با کیفیت بهتری داشته باشید. بالاترین نسبت دقت تصویر روی صفحهنمایشهای 27 اینچ به بالا، با مقدار 1600×2560 پیکسل است. این عدد به معنی قابلیت نمایش 2560 پیکسل در طول و 1600 پیکسل در عرض است. این میزان در صفحهنمایشهای 17 تا 19 اینچ، حداکثر 1024×1280 پیکسل، 19 تا 22 اینچی حداکثر 1050×1680 پیکسل و برای صفحهنمایشهای 22 تا 26 اینچی، حداکثر 1200×1920 پیکسل است.

Modular
اصطلاحی که برای منبعتغذیه (Power Supply) استفاده میشود و اشاره به مدیریت کابلهای متصل به منبعتغذيه دارد. در این حالت بيشترکابلهای 24 پین مادربورد و سوکتهای 4 و 8 پین پردازنده همیشه به منبعتغذيه متصل هستند و سایر کابلها از طریق کانکتورهایی که در پنل جلویی منبعتغذيه وجود دارد به منبعتغذيه متصل ميشود(البته در منبعتغذيههايي با توان بالا در اين بخش کابل PCI-E و SATA را هم مشاهده ميکنيد). این کانکتورها شامل کانکتور Molex ،SATA و شش و هشت پین PCI-E x16 برای اتصال کارتهای گرافیکی هستند. کیفیت ساخت و همچنین قیمت منبعتغذيههاي Modular بالاتر از سایر منابعتغذیه است. از مزایای دیگر این سیستم، عملکرد بهتر سیستم خنککننده کیس به دلیل عدم وجود کابلهای اضافی و بدون استفاده در فضای داخل کیس است. در سالهای گذشته فناوري ساخت منبعتغذيههاي Modular در اختیار تعداد محدودی از شرکتهای تولیدکننده منبعتغذیه بود، اما اکنون تمام شرکتها، محصولاتی با سیستم مدیریت چیدمان کابل در سبد محصولات خود دارند.

Hyper-Threading
فناوري انحصاری اینتل که برای اولین بار
در پردازندههای Pentium مورد استفاده قرار گرفت. فناوری HT در
پردازندههای Pentium ،Xeon و Atom نیز استفاده میشود. اما HT چه نقشی در
پردازش دارد؟
Hyper-Threading عمل موازیسازی پردازش اطلاعات از طریق
حافظه و پردازندهمرکزی را ممکن میسازد. فناوری HT سبب تقسیم وظایف بین
پردازشهای همزمان میگردد و بدین شکل میزان بارگذاری (Load) پردازنده هرگز
به 100 درصد نخواهد رسید. این ویژگی از ابتدای پیادهسازی تاکنون همواره
دچار تغییراتی برای بهینهسازی عملکرد پردازش شده است. اما همیشه در امر
پردازشهای Multi-Task شما تفاوت محسوسی مشاهده نمیکردید. دلیل این امر در
پردازندههای Pentium وجود تنها یک هسته پردازشی فیزیکی بود. در واقع HT
تنها پردازنده شما را به دو بخش تقسیم میکرد تا شما احساس پردازش
چندمنظوري را داشته باشید. عملکرد HT در پردازندههای چندهستهای پیشرفت
خوبی داشته و عملکرد سیستم را در حالت پردازش چند عمل همزمان، بهبود
میبخشد.

DPI
مخفف Dots Per Inch است که در تجهیزات اداری شامل چاپگرها و فتوکپی استفاده میگردد. البته همه ما در خانه خود یک دستگاه با معیار DPI داریم که همان ماوس است. DPI معیار سرعت فعالیت دستگاههای لیزری و نوری است. اگر روی ماوس شما عبارت دو هزار DPI نوشته شده است، به این معناست که گيرنده ماوس شما قابلیت تشخیص 2000 نقطه در هر اینچ را داراست که اين موضوع سبب افزایش سرعت و دقت عمل آن میگردد. در چاپگرهای ماتریکس نقطهای این میزان بین 60 تا 90، در جوهرافشانها ما بین 600 تا 900 و در چاپگرهای لیزری 600 تا 1800 نقطه در اینچ است. در چاپگرها هرچه میزان DPI بالاتر باشد، کیفیت چاپ نیز بالاتر خواهد بود.



MOSFET
مخفف
کلمات(Metal–oxide–semiconductor field-effect transistor) است و در سال
1925 میلادی برای اولین بار معرفی شد. اما نکته جالب در مورد ماسفت، نبود
هیچ سختافزاری برای استفاده از این قطعه در آن زمان بود. اما به واقع
ماسفت چیست و چه کاربردی دارد؟
ماسفتها نوعی ترانزیستور هستند که تنها
وظیفه انتقال جریان الکتریسیته را در مدارهای مجتمع بر عهده دارند.
ساختمان ماسفتها متشکل از سه پایه D (درین)، S (Source) و G (Gate) است.
مواد به کار در ماسفتها، آنها را تبدیل به یک رسانای قدرتمند الکتریسیته
کرده است، به شکلی که حتی با الکتریسیته ساکن نیز فعال میگردند. از
آنجایی که در بکارگیری این قطعه نیازی به مقاومت، دیود و قطعات الکترونیکی
دیگر نیست، اکنون 85 درصد مدارات مجتمع از ماسفتها تشکیل میشوند. البته
استفاده از ماسفتها مزیت دیگری هم دارد که يکي از مهمترين آنها نویز
پایین به دلیل عدم پیچیدگی ساختار آن است.


خوشبختانه شركت اینتل همین دغدغه مشترک را با کاربران داشته و از سالها قبل به دنبال ارائه پورتی استاندارد بوده که بتواند جایگزین انواع پورتها شده و در ضمن برای دنیای امروز که حجم فایلها افزایش یافته و به هر چیزی یک پسوند Full HD و 3D چسبانده میشود، کاملاً مناسب باشد. نتیجه این تلاش، معرفی فناوری Light Peak در سال 2009 بودهاست که از اتصال نوری برای انتقال اطلاعات استفاده کرده و پهنای باندی را در اختیار کاربران قرار میدهد که تاکنون آن را تجربه نکردهاند.

یکی از شرکتهایی که تمرکز ویژهای روی این بخش کرده و استفاده زیادی از آن میبرد، NVIDIA است که با خرید شرکت Ageia در سال 2008، امکان پردازش فیزیک مبتنی بر Ageia PhysX را در پردازندهگرافیکی خود فعال کرد و آن را به عاملی انحصاری برای خود بدل کرد. در اين نوشته کوتاه قصد داريم، نگاهي به اين فناوري و تأثير آن بر کارايي سيستم در پردازشهاي سهبعدي بياندازيم.
